تبلیغات
ساقی لاهوتیان

رهیافتی به سوی معارف علوی

قهوه قافیه دار
نظرات |

جناب پاییز بیا و  پنجره ها را باز کن 
فنجان شعر را پر ز قهوه ی قافیه دار کن





:: مرتبط با: کشکول ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 27 شهریور 1395
زمان : 05:35 ب.ظ
شعر دهم
نظرات |

دستی کشیدم بر کتیبه های محتشم

«بازین چه شورش است که در خلق عالم است »

تقویم نشان می داد ، که ماه محرم است

دوباه فصل روضه های مقرّم است

روضه خوان دفتر اش را باز کرد

شعرها یک به یک در صف

در میان آن شعر ها 

شعر دهم خودش را به دیوار و در می زد

شعر مجنون و واله و حیران

در غدیر خون دست و پا می زد

قصه ی عطش را فرباد می زد

پسرش را دائما صدا میزد

مادرش در کنار مقتل بود

خواهرش در پی معجر بود

دشمن اش به دنبال یک معبر بود

حرمش بی پناه و یاور بود

نعش سقا کنار دریا بود

آتش و دود و غوغا بود

کوچه های مدینه در تکرار بود

«آه از دمی که لشکر اعدا نکرد شرم »

در مصرع آخر

شعر دهم کربلایی شد

نفس اش در شماره و روحش آسمانی شد ...

یا ذبیح العشان



:: مرتبط با: کشکول ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 27 شهریور 1395
زمان : 12:00 ب.ظ
ایوان
نظرات |

تا که گفتم ایوان ...

 عارفی فارغ از ذکر شد و گفت : نجف

آسمان گفت : عجب

هو کشان هاتفی از غیب بگفتا که صفا 

«از درون کعبه فرمود خدا 
ایوان نجف عجب صفایی دارد »


:: مرتبط با: کشکول ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 27 شهریور 1395
زمان : 11:39 ق.ظ
آب
نظرات |

دفترم را باز کردم 
تا نوشتم آب ...
کاغذم ترک برداشت ...
و آهسته گفت:
آه طفل رباب ...

اشک خودش را رساند بر کاغذ
و با حسرت گفت :
مگر حسین بیشتر از یک قطره خواهش داشت ؟!

حرمله چه بی حیایی کرد 
آبروی پدر را پیش طفلش برد

میرود اصغر از  این دشت خندان ...
تا شود سیراب
از اشک های چشم مادرش زهرا سلام الله علیها 


:: مرتبط با: کشکول ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395
زمان : 12:00 ب.ظ
حوالی روضه
نظرات |

غزل به سوگ او نشسته ست 
قصیده شده حیران ...
مثنوی به صوت بلند ناله سر داد... 
و دو دم ، به چشم تر گوید  
"مکن ای صبح طلوع" ...
ترجیع محتشم ، آهی کشید و گفت :
"این کشته فتاده به هامون حسین توست "
وای من ! حرم شد سراسر فریاد ...
دفترم گریبان چاک داد...
قلمم از نفس افتاد...
و عشق پایان ندارد هرگز 
فقط ...
ای کاش شاعر این شعر 
بمیرد در حوالی روضه ...

یا ذبیح العطشان 


:: مرتبط با: کشکول ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : پنجشنبه 25 شهریور 1395
زمان : 05:23 ب.ظ
آتشی از عشق
نظرات |

فصل تابستــان و من سرد و خمـــــود 
آتشی از عشق آور ،تا که گرمایم دهی
عاقبت من میشوم قوم ثمود 
با نبودت دائما داری عذابم میدهی


دو تا بیتی همینجوری ....

  



:: مرتبط با: کشکول ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : چهارشنبه 24 شهریور 1395
زمان : 07:48 ب.ظ
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست
نظرات |

این حدیث را یکبار در سال 91 در این وبلاگ گذاشتم ، 
حال به مناسبت دهه ولایت و امامت دوباره به اشتراک میذارم 
با کلیک کردن در اینجا  این حدیث را بخوانید و لذت ببرید .
مطمئنا از اینکه بر روی این لینک کلیک می کنید پشیمان نمی شوید .
غدیری باشید 
یا علی مدد 


نویسنده : مسعود .د
تاریخ : سه شنبه 23 شهریور 1395
زمان : 06:32 ب.ظ
حدیث طیر و نشانه هاى فضیلت
نظرات |

در متن این حدیث و مطالب پیرامونى آن، قراین و نشانه هایى وجود دارد كه بر فضیلت حضرت على علیه السلام دلالت دارد. البته به ذكر همه آن ها نیاز نیست; بلكه تنها اشاره به برخى از این قراین داخلى و خارجى كفایت مى كند.
در برخى نقل ها آمده كه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود:
اللهمّ ائتنی بأحبّ خلقك إلیك وأوجههم عندك;1
خدایا! محبوب ترین و آبرومندترین آفریده ات را نزد من بفرست.
در برخى نقل هاى دیگر آمده كه پیامبر خدا صلى الله علیه وآله فرمود:
اللهمّ أدخل علی أحبّ خلقك إلیّ من الأوّلین والآخرین;2
خداوندا! محبوب ترین آفریدگانت را در نزد من از میان اولین و آخرین، پیش من بفرست.
این حدیث شریف با این متن بر افضلیّت امیر مؤمنان على علیه السلام در میان اولین و آخرین مخلوقات دلالت مى كند. البتّه برترى آن حضرت در مورد آخرین آفریدگان پرواضح است، اما درباره این برترى نسبت به نخستین مخلوقات كه شامل پیامبران و حتى پیامبران اولوالعزم نیز مى شود، باید چنین گفت:
این حدیث با این متن، از جمله ادلّه ما براى اثبات افضلیت امیر مؤمنان على علیه السلام نسبت به پیامبران و فرستادگان خداوند ـ جز پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله ـ به شمار مى رود. در برخى دیگر از متون حدیث چنین نقل شده است:
انس مى گوید: ناگاه در را باز كردم على علیه السلام آمد و هنگامى كه ایشان را دیدم به او حسد ورزیدم.3
در متن دیگر این گونه آمده:
آن گاه كه رسول خدا صلى الله علیه وآله على علیه السلام را دیدند، برخاستند و ایشان را در آغوش گرفتند و فرمودند:
یا ربّ وإلیّ یا ربّ وإلیّ، ما أبطأ بك یا علی؟4
خوش آمدى، خوش آمدى، یا على! چه شد كه دیر آمدى؟
طبق سندى دیگر، پیامبر صلى الله علیه وآله پس از دعاى خویش و وارد شدن حضرت على علیه السلام این گونه فرمودند:
ما أبطأ بك یا علی!
اى على چه شد كه دیر آمدى؟
على علیه السلام فرمود: اى رسول خدا! سه بار آمدم و هر سه بار انس مرا بازگرداند.
انس مى گوید: در این هنگام خشم را در چهره رسول خدا صلى الله علیه وآله مشاهده نمودم، ایشان فرمودند: «اى انس! چه چیزى تو را واداشت تا او را بازگردانى؟»
گفتم: اى رسول خدا! صدایتان را شنیدم كه دعا مى كردید، دوست داشتم كه دعوت نصیب فردى از انصار شود.
گویا با این بهانه خشم رسول خدا صلى الله علیه وآله پایان یافت(!) به محض آوردن این عذر، آن خشم شدیدى كه انس در چهره ایشان مشاهده كرد، از بین رفت.
رسول خدا صلى الله علیه وآله هنگامى كه این عذر را شنیدند، فرمودند: اولین كسى نیستى كه خاندانش را دوست مى دارد!!5
به نظر ما این كلام را به نام رسول خدا صلى الله علیه وآله در حدیث طیر، جعل كرده اند و این كه آن حضرت فرموده باشد: «فرد به خاطر دوست داشتن خاندانش سرزنش نمى شود»، یا «اولین كسى نیستى كه خاندانش را دوست مى دارد» این دو جمله را راویان به برخى از متون این حدیث افزوده اند.
اما اتفاق نظر وجود دارد كه رسول خدا صلى الله علیه وآله از رفتار انس ناراحت و خشمگین شدند و بنابر آن چه در حدیث آمده است، حضرتش به او فرمودند:
أبى الله ـ یا أنس! ـ إلاّ أن یكون ابن أبی طالب;
اى انس! خدا امتناع دارد كه این فرد غیر از ]على[ بن ابى طالب باشد.
این موارد، قرینه هاى داخلى موجود در متن حدیث هستند.


1 . همین گونه در كتاب الطیر ابن مردویه نقل شده است. ر.ك: نفحات الأزهار: 14 / 224.
2 . مناقب الامام على علیه السلام، ابن مغازلى: 171، حدیث 200.
3 . همان: 175، حدیث 212.
4 . المعجم الكبیر: 10 / 282، مناقب الامام على علیه السلام، ابن مغازلى: 164، حدیث 190 و 192 و 193 و منابع دیگر.
5 . ر.ك: المستدرك على الصحیحین: 3 / 131، المعجم الأوسط: 7 / 267


:: مرتبط با: تاریخ تحلیلی , شبهات , اسلام شناسی , معرفی کتب مفید ,
:: برچسب‌ها: حدیث طیر مشوی , فضائل , مناقب , امیرالمومنین علی علیه السلام , عید غدیر ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : سه شنبه 23 شهریور 1395
زمان : 06:29 ب.ظ
بهانه
نظرات |

آب طلب نکرده همیشـــه مراد نیست

گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند

یـــا ذبیح العطشان ...




شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حــــســــین 



:: مرتبط با: کشکول ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : سه شنبه 23 شهریور 1395
زمان : 12:47 ق.ظ
عشقنامه 5
نظرات |

به صفحات تقویم نگاه می کنم 

بین من و تو چند صفحه فاصله بیشتر نیست 

ای کاش به همین سادگی بود 

ای کاش  وصالت به اندازه ی همین ورق زدن تقویم زمان می برد

ای کاش این چند روز مانده به  عشق  

مثل برق و باد بگذرد 

هروز که یکی از چوب خط های روی دیوار را خط می زنم 

شعله ای از عشق در وجودم فوران می کند

و نام تو  بی اختیار روی لبم ذکر مدام شده است 

به قول "فاضل نظری "

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هست 

بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست 

چکار کنم دست خودم نیست 

عشقت با آب و گلم آمیخته شده است 

سید ذاکر می فرمود :

مهر تو از روز ازل کنده به یاقوت دلم 

از روز ازل تا به ابد شکر کنم حکاک را 

ادامه دارد ...



نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 21 شهریور 1395
زمان : 06:02 ب.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.