تبلیغات
ساقی لاهوتیان - شعر دهم

رهیافتی به سوی معارف علوی

شعر دهم
نظرات |

دستی کشیدم بر کتیبه های محتشم

«بازین چه شورش است که در خلق عالم است »

تقویم نشان می داد ، که ماه محرم است

دوباه فصل روضه های مقرّم است

روضه خوان دفتر اش را باز کرد

شعرها یک به یک در صف

در میان آن شعر ها 

شعر دهم خودش را به دیوار و در می زد

شعر مجنون و واله و حیران

در غدیر خون دست و پا می زد

قصه ی عطش را فرباد می زد

پسرش را دائما صدا میزد

مادرش در کنار مقتل بود

خواهرش در پی معجر بود

دشمن اش به دنبال یک معبر بود

حرمش بی پناه و یاور بود

نعش سقا کنار دریا بود

آتش و دود و غوغا بود

کوچه های مدینه در تکرار بود

«آه از دمی که لشکر اعدا نکرد شرم »

در مصرع آخر

شعر دهم کربلایی شد

نفس اش در شماره و روحش آسمانی شد ...

یا ذبیح العشان



:: مرتبط با: کشکول ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 27 شهریور 1395
زمان : 11:00 ق.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
alisha1ferguson1.snack.ws سه شنبه 17 مرداد 1396 06:52 ق.ظ
Hey There. I discovered your blog the use of msn. That is a really well written article.
I will be sure to bookmark it and return to read extra of your useful information. Thanks for the post.
I will certainly comeback.
leanabolon.hatenablog.com شنبه 31 تیر 1396 12:51 ب.ظ
I every time emailed this weblog post page to all my
friends, since if like to read it after that my
links will too.
Arefeh پنجشنبه 15 مهر 1395 08:42 ب.ظ
آبروی حسین به كهكشان می ارزد
یك موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
مسعود .د پاسخ داد:
یا حسین
Arefeh پنجشنبه 15 مهر 1395 08:41 ب.ظ
سلام

ممنون که به وبم اومدبد
مسعود .د پاسخ داد:
سلامت باشید
شقایق چهارشنبه 14 مهر 1395 09:05 ب.ظ
دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی? گرفته است...

آسمان چشمانم به اندازه تمام ابرهای بهاری? بارانی است...

قلبم انگار به اندازه سردترین روزهای زمستانی، یخ زده است...

اما وجودم در کوره داغ تابستانی می سوزد...

چه چهار فصلی است سرزمین دقایق من......!!!!




شقایق چهارشنبه 14 مهر 1395 07:29 ب.ظ
خواهش میکنم
شقایق چهارشنبه 14 مهر 1395 05:41 ب.ظ

با خدا دعوا کردم باهم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد . . .


شقایق دوشنبه 12 مهر 1395 09:07 ب.ظ
امروز کمی هوایی اربابم / از صبح دلم گرفته و بی تابم
تقویم بیاورید ای وای حسین / شب اول است و من در خوابم
صلی الله و علیک یا ابا عبدالله



مسعود .د پاسخ داد:
یا حسین
شقایق دوشنبه 12 مهر 1395 08:59 ب.ظ
ایام محرم روتسلیت میگم
التماس دعا
مسعود .د پاسخ داد:
بر شما هم تسلیت .
پسته خانوم یکشنبه 11 مهر 1395 10:21 ب.ظ
علوم تربیتی...
Salehe یکشنبه 28 شهریور 1395 12:38 ب.ظ

کوچه های مدینه در تکرار بود)):
خیلی غم داشت دوسش داشتم
بسی زیبا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.