تبلیغات
ساقی لاهوتیان - من و خورشید تو نجف یهویی!

رهیافتی به سوی معارف علوی

من و خورشید تو نجف یهویی!
نظرات |

...

به خورشیدم گفتم مگه بیکاری هر صبح می آیی روی این شهر میایی ....اینقدر نزدیک میشی مردیم از گرما ...

گفت آخه من پیر شدم حرارت و نورم ته کشیده یه سر میام نجف ،با گنبد مولا چشم تو چشم میشم ، انژری اون روز رو میگرم و میرم پی کارم .....

هیچی دیگه قانع شدم بهش گفتم بیا یه ویلچر بگیرم ببرمت دم ضریح!



نویسنده : مسعود .د
تاریخ : چهارشنبه 31 شهریور 1395
زمان : 09:15 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
صالحه جمعه 2 مهر 1395 02:22 ق.ظ
:))))
خوش به حال خورشید که یه دربست میگیره میاد زیارت!!
خوش به حالش
خوش به حال شما...
مسعود .د پاسخ داد:
واقعا خوش بحالش
پسته خانوم پنجشنبه 1 مهر 1395 02:14 ب.ظ
این گرمای نجف حسابی می چسبد، با خنکی های حرم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.