تبلیغات
ساقی لاهوتیان - جزع و بی تابی در عزای سید الشهداء علیه السلام

رهیافتی به سوی معارف علوی

جزع و بی تابی در عزای سید الشهداء علیه السلام
نظرات |

مشتقات جزع در قرآن دو مرتبه به کار رفته است:

«…سَواءٌ عَلَیْنا أَجَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِیصٍ»[۱]

«… اکنون هر چه جزع کنیم و یا صبر و تحمل یکسان است و هیچ کداممان را از عذاب گریزگاهی نیست.»

«إذا مَسَّه الشرّ جَزُوعاً»[۲]

«و چون شری (به انسان رسد) ناله زند.»

احادیث بسیار زیادی نیز در مورد جزع بر حضرت سیدالشهداء علیه السّلام وارد شده است از جمله امام محمّد باقر علیه السّلام در ضمن حدیث طویلی می فرمایند:

«…ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمره من فی داره ممن لا یتقیه بالبکاء علیه و یقیم فی داره المصیبه بإظهار الجزععلیه و لیعز بعضهم بعضاً بمصابهم بالحسین…»[۳]

«…سپس باید بر امام حسین علیه السّلام ندبه و گریه کند و اهل خانه اش را به گریه بر او امر کند و مجلس مصیبت را با آشکار نمودن جزع بر آن بزرگواران در خانه اش بر پا کند. و اهل مجلس همدیگر را در مصیبت امام حسین علیه السّلام تعزیت و تسلیت بگویند…»

اما منظور از «جزع» که در این روایت و روایات زیاد دیگر وارد شده است، چیست؟

جزع، مراتب مختلفی دارد که از فریاد و زاری و دست از غذا خوردن شروع می شود تا بر سر و سینه و کندن مو و محاسن و… . به عنوان نمونه روایت ذیل معنای جزع را اینگونه تبیین می کند. جابر از امام محمد باقر علیه السّلام نقل می کند که عرض کردم:

«… ما الجزع؟ قال: أشد الجزع الصراخ بالعویل و لطم الوجه والصدر و جز الشعر من النواصی و من أقام النوائحه فقد ترک الصبر…»[۴]

«…جزع چیست؟ فرمودند: شدیدترین نوع جزع، فریاد با صدای بلند گریستن و شیون زدن و بر صورت و سینه زدن و کندن مو از بالای پیشانی است و کسی که اقامه کند گلایه ها را پس به تحقیق صبر را ترک کرده است.»

در روایتی که در مورد امام زین العابدین علیه السّلام که تعیبر «فکادت نفسی أن تخرج» وارد شده است معنای جزع را تا مرتبۀ جان دادن نیز توسعه داده است و آن موقعی است که اسرا را از قتلگاه عبور می داده اند و چیزی نمانده بوده تا جان از سینۀ امام سجّاد علیه السّلام مفارقت کند و در جواب عمه جانشان حضرت زینب سلام الله علیها، می فرمایند: «کیف لا أجزع و أهلع»[۵] «چگونه جزع نکنم و بی قرار نباشم.» طبق این روایت جزع تا مرتبۀ جان دادن نیز می باشد. زیرا «کاد» از افعال مقاربه است و اگر بر سر فعلی بیاید او را بسیار قریب الوقوع می کند. لذا معنای کادت نفسی ان تخرج چنین می شود که: هیچ نمانده بود که من جان بدهم.

در کتاب لغت جزع چنین معنا شده است:

«جزع: قال الله تعالى: إِذا مَسَّه الشرُّ جَزُوعاً و إِذا مسه الخیْرُ مَنُوعاً، الجَزُوع: ضد الصَّبُورِ على الشرِّ، و الجَزَعُ نَقِیضُ الصَّبْرِ (لا صبر)»[۶]

آنچه که از آیات و روایات و کتب لغت برمی آید اینکه: جزع، مطلق «ضد صبر» می باشد و آنچه مهم تر است اینکه همۀ اهل لغت جزع را «نقیض صبر» معنا کرده اند و نه تنها ضد صبر. لذا رابطۀ جزع با صبر از نوع نقیضین است یعنی «لا یجتمعان و لا یرتفعان» «صبر و جزع نه با یکدیگر جمع می شوند و نه همزمان با یکدیگر مرتفع می شوند.» لذا مطلق «عدم صبر» یا «لاصبر» را جزع می نامند. پس آنچه در مورد عزای بر حضرت سیدالشهداء علیه السّلام وارد شده است هر نوع بی صبری مجاز شمرده است، بلکه مأجور معرفی شده است:

«…کل الجزع والبکاء مکروه ما خلا الجزع والبکاء لقتل الحسین فإنه مأجور»[۷]

«هر بی صبری و گریه ای مکروه است مگر بی صبری و گریه در مورد قتل امام حسین(علیه السّلام). همانا که آن دارای اجر است.»[۸]

همانطور که از لفظ جزع و همچنین از اطلاق و عموم آن در احادیث برمی آید، مصادیق زیادی را در برمی گیرد، زیرا اولاً در روایت فوق واژۀ «کل» یعنی «هر نوع جزع» وارد شده است. ثانیاً در این روایت و روایت قبل و مانندآن، «الجزع» به صورت مفرد محلّی به «ال» و اسم جنس می باشد که شامل تمامی افراد خود است. از این رو مصداق تمام اعمال و رفتاری می شود که در اثر بی تابی و بی صبری از انسان سر می زند. از جملۀ این جزع و بی قراری عزاداری قمه زنی است.

آری، اگرچه صبر، صفتی پسندیده و نیک است اما صبر در مصیبت حضرت سیدالشهداء علیه السّلام و خودداری از بی تابی نمودن در مصیبت ایشان، صبری مذموم و قبیح می باشد. همین مطلب در مورد مصیبت شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم وارد شده است که امیرالمؤمنین هنگام دفن بدن مبارک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم نموده و فرمودند:

«إنّ الصبرَ لجمیلٌ إلاّ عَنکَ وَ إنّ الجزعَ لَقبیحٌ إلاّ عَلیکَ»[۹]

«همانا صبر زیباست اما در مصیبت غیر تو و همانا جزع و بی تابی زشت و قبیح است مگر برتو.»

و در مورد امام حسین علیه السلام امر به اظهار این جزع شده ایم: «باظهار الجزع علیه» یعنی اگر چه جزع همان بی تابی و بی صبری است و بی تابی و بی صبری در ظاهر هر انسان مصیبت زده ای دیده می شود اما ائمۀ اطهار علیهم السّلام باز برای تأکید در علنی بودن شعائر امام حسین علیه السّلام لفظ «اظهار» را نیز در کنار «جزع» ذکر نموده اند. امام باقر علیه السّلام فرمودند:

جزع و بی تابی در مصائب ائمۀ اطهار علیهم السّلام از درجۀ اهمیتّی برخوردار است که عده ای از یاران خاص اهل البیت علیهم السّلام را به نام «اهل الجزع» می خوانند و بالاترین نوع بشارت را به ایشان می دهند:

مسمع می گوید:… حضرت سؤال فرمودند: «آیا یادی از مصائب امام حسین علیه السّلام می نمائی؟ عرض کردم: آری، حضرت فرمودند: آیا جزع و فزع می کنی؟ عرض کردم: آری به خدای قسم، به خاطر این یادآوری، اشکم جاری می شود تا آنجا که خانواده ام اثر آن را در صورتم می بینند و نیز از خوردن غذا امتناع می کنم تا آن که اثر آن در صورتم پدید می آید. سپس امام محمّد باقر علیه السّلام فرمودند:

«رحم الله دمعتک أما إنک من الّذین یعدون من أهل الجزع لنا و الّذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یخافون لخوفنا و یأمنون إذا أمنا…»[۱۰]

«خدا رحمت کند اشک های تو را. بدان که قطعاً تو از کسانی محسوب می شوی که به خاطر ما جزع نموده و به واسطۀ سرور و فرح ما مسرور گشته و به خاطر حزن ما محزون گردیده و به خاطر خوف ما خائف بوده و هنگام ایمنی ما در امان است.»

سپس بالاترین بشارت ها را به «اهل الجزع» می دهند و می  فرمایند:

«آگاه باش به زودی ما را خواهی دید و هنگام مرگ پدران مرا زیارت می کنی و آنان را کنار بستر مرگ می نگری که به فرشتۀ مرگ سفارش تو را می کنند، سپس ملک الموت از مادر نسبت به فرزندش بر تو مهربان تر می گردد.

مسمع می گوید: زمانی که سخنان حضرت به این جا رسید شروع به گریه نمودند و من نیز گریستم. بعد فرمودند:

«… به راستی هیچ کس به مصیبت ها و ظلم هائی که بر ما وارد شده نمی گرید مگر آنکه خداوند پیش از آنکه اشک از چشمان او بیرون آید رحمت و درودش را بر او می فرستد و هرگاه اشک بر صورتش جاری شد اگر قطره ای از آن در دوزخ افتد، حرارت آن را خاموش می کند و هنگام مرگ شاد و مسرور است تا وقتی که کنار حوض کوثر بر ما وارد شود، کوثر هم از دیدار او شاد می گردد و پیوسته از آب کوثر و لذّت های بهشتی بهره می برد.»[۱۱]

پس آنچه ثابت شد این است که:

در عزای حضرت سیدالشهداء علیه السلام، جزع یعنی آنچه که بی صبری نامیده شود. چه بر سر و صورت زدن باشد یا زنجیر و یا و تطبیر و حتی جان دادن نه تنها اشکالی ندارد بلکه مأجور می باشد. و مکررا از جانب ائمه اطهار علیهم السلام بدان توصیه شده است.

امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر جزع کنندگان بر امام حسین علیه السلام، چنین دعا می کرد و می فرمود:

«اللهم…و ارحم تلک الأعین التی جرت دموعها رحمه لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا و ارحم تلکالصرخه التی کانت لنا»[۱۲]

خدایا…آن دیدگان را که اشکهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده.

وقتی دل مُحب، داغ امام حسین علیه السلام در آن جلوه کند، آرام و قرار از دست می دهد و به بالاترین نوع جزع دست می زند.

اللهم اجعلنی من اهل الجزع علی مصائب الحسین علیه السلام

خدایا ما را از اهل جزع بر مصائب امام حسین علیه السلام قرار بده.


۱٫ ابراهیم: ۲۱٫

۲٫ المعارج: ۲۰٫

۳٫ وسائل الشیعه:۶/۲۰ و۱۴/۵۹۰٫

۴٫ الکافی: ۳/۲۲۳؛ وسائل الشیعه: ۳/۲۷۱؛ بحارالانوار: ۷۹/۸۹؛ مسکن الفؤاد: ۵۱٫

۵٫ کامل الزیارات: ۲۶۰؛ بحارالانوار: ۵۶/۲٫

۶٫ لسان‏العرب: ۸/۴۷؛ معجم مقاییس اللغه: ۱۹۷٫

۷٫ وسائل الشیعه: ۱۴/۵۰۵٫

۸٫ لازم به ذکر است که روایت فوق بمعنای اباحه بمعنی الاخص نیست بلکه اباحۀ بمعنی الاستحباب است. بدین معنا که هر نوع جزع و بی تابی در مصیبت امام حسین علیه السّلام مستحب است.

۹٫ مستدرک الوسائل: ۲/۴۴۵؛ بحارالأنوار: ۷۹/۱۳۴؛ نهج البلاغه: ۵۲۷؛ غررالحکم: ۱۰۹٫

۱۰٫ کامل الزیارات: ۱۰۱؛ وسائل الشیعه: ۱۴/۵۰۸؛ بحارالأنوار: ۴۴/۲۸۹٫

۱۱٫ همان.

۱۲ . بحار الانوار: ۹۸ /۸٫ کامل الزیارات: ۱۱۷



:: مرتبط با: عاشورا پژوهی ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 17 مهر 1395
زمان : 10:40 ق.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.