تبلیغات
ساقی لاهوتیان - انگار .... خواب ...

رهیافتی به سوی معارف علوی

انگار .... خواب ...
نظرات |

انگار در این شهر همه هستند الا تو ...

وقتی قرار نیست ببینمت ...

پس چرا آمدی به خوابم ....؟

به معبر گفتم کسی را که سال ها ندیده ام آمد به خوابم ! 

معبّر گفت برایش یس بخوان ....شاید گرفتار شده است ....

یس خواندم ... شاید کمی آرام بگیرم ...

ولی هنوز دلم طوفانی است ....

 لطفا به خوابم نیا ....


براساس واقعیت .... عشق قدیمی از نوع یک طرفه فراموش نمیشود هرگز !
- درد عشقی کشیده ام که مپرس ....










نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 6 آذر 1395
زمان : 07:34 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
پسته خانوم جمعه 12 آذر 1395 02:29 ب.ظ
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن
صالحه شنبه 6 آذر 1395 07:55 ب.ظ
چقدر غم انگیز...
آمدی آرامشم را باد برد...!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.