تبلیغات
ساقی لاهوتیان - ...

رهیافتی به سوی معارف علوی

...
نظرات |


می‌گریزی ازمن و دائم عاشقت را می‌دهی بازی
می‌شوی آهوی تهرانی، می‌شوم صیاد شیرازی

فتح دنیا کار آن چشم است،خون دل‌ها کار آن ابرو
هر لبت یک ارتش سرخ است گیسوانت لشگر نازی

بس که خواندی «لیلی و مجنون» جَوّ ابیاتم «نظامی» شد
می‌خورد یک راست بر قلبم از نگاهت تیر طنازی

وقت رفتن چهره‌ی شادت حالت ناباوری دارد
مثل بغض دختر سرهنگ در شب پایان سربازی

در صدایت مثنوی لرزید تا گذشت از روبروی ما
با نگاهی تند و پر معنا، یک بسیجی با موتور گازی

ناخنت را می‌خوری آرام پلکهایت می‌خورد بر هم
عاشق آن شرم و تشویشم پیش من خود را که می‌بازی

عکسی از لبخند مخصوصت با سری پایین فرستادم
مادرم راضی شد و حالا مانده بابایت شود راضی

در کلاس از وزن می‌پرسی، با صدایت می‌پرم تا ابر
آخرش شاعر نخواهی شد پیش این استاد پروازی

طبع بازیگوش من دارد می‌دود دنبال تو در دشت
می‌پرم از بیت پایانی بازهم در بیت آغازی

می‌گریزی از من و دائم عاشقت را می‌دهی بازی
می‌شوی آهوی تهرانی، می‌شوم صیاد شیرازی ...

نمیدونم شاعرش کیه ... ولی بافتنی قشنگیه 


نویسنده : مسعود .د
تاریخ : سه شنبه 28 دی 1395
زمان : 07:26 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
پسته خانوم شنبه 2 بهمن 1395 06:44 ب.ظ
جالب بود
شاعرش آقای قاسم صرافان...
مسعود .د پاسخ داد:
ممنونم
فاطمه سه شنبه 28 دی 1395 09:30 ب.ظ
اخییییییییی
خیلی قشنگ بود
صالحه سه شنبه 28 دی 1395 09:05 ب.ظ
وااای خیلی قشنگ بود:)
ارتباط بیت سه و بیت 4 ک از ارتش و جنگ گفته و لیلی و مجنون و نظامی رو اضافه کرده دوس دارم:))

یک بسیجی با موتور گازی هم عالی بود:)
در کل خیلی خوب بود واقعا.. یه حالت نرمی داشت:)
مسعود .د پاسخ داد:
آره خیلی باحال بود ...یه جوری بود اصن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.