تبلیغات
ساقی لاهوتیان - خریت

رهیافتی به سوی معارف علوی

خریت
نظرات |

دیروز خیلی کفری بود سر قضیه ای ....اومدم خونه ...

عیال متوجه شد که انگار اعصاب ندارم ... مثلا میخواست یجوری فضا رو عوض کنه ... ولی من آتشفشان بودماااااا....

 بیچاره دستاش رو دراز کرد جلوم ، گفت : بیا نون بیار و کباب ... بازی کنیم .... دستم رو گذاشتم روی دستش ... 

ضربه اول رو زد ... جا خالی دادم ... نوبت من شد ... نمی دونم چی شد تموم حرص مو روی دستش خالی کرد ... هیچی

 نگفت ... دو سه تا دیگه زدم .... دیدم اشک توی چشماش جمع شد ... یه لحظه به خودم اومدم ... گفتم خب دستتو بکش

 ... گفت عیب نداره عوضش تخلیه شدی ... حالا از دیروز عذاب وجدان دارم .... 




چکارش کنم حالا ؟؟؟ 
مگه میشه آدم اینقدر فردین باشه ....!!!


نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 9 بهمن 1395
زمان : 07:10 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
صالحه چهارشنبه 13 بهمن 1395 09:09 ب.ظ
من ندیده میگم چقدر همسر فوق العاده ای دارید
بهتون تبریک میگم خدا براهم نگهتون داره

بهش بگید که چقدر براتون عزیزه و قدر کارشو چقدر میدونید:))
مسعود .د پاسخ داد:
پسته خانوم شنبه 9 بهمن 1395 08:16 ب.ظ
خدا حفظشون کنه
براشون گل بخرید!و البته کباب:)
مسعود .د پاسخ داد:
ان شا الله ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.