تبلیغات
ساقی لاهوتیان - مطالب تیر 1395

رهیافتی به سوی معارف علوی

حجاب چیست ؟
نظرات |

 

*حجاب نه در انحصار زنان است و نه در انحصار مردان ، نه اختیاری است و نه اجباری ، 

بلکه گویای مفهوم نوعی منطق است 

و منطق در انحصار عقل است.

و هر چه در سایه چتر عقلانیت قرار میگیرد امنیت و آرامش به ارمغان می آورد .




*از جملات قصار خودمه 
نکته عکسـ : اگر آن طلاها بی ارزش بودند ، هیچگاه طلا فروش آنها را در حصار ویترین قرار نمی داد .






:: مرتبط با: کشکول ,
:: برچسب‌ها: روز حجاب , عفاف , حجاب اجباری , حجاب اختیاری , منطق , عقل , امنیت ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 20 تیر 1395
زمان : 09:24 ب.ظ
حجاب در دین زرتشت
نظرات |

* قابل توجه خوانندگان محترم : نوشتار ذیل به منزله تایید دین زرتشت از سوی نویسنده وبلاگ نمی باشد ، فقط تلنگریست برای کسانی که امروز تمام مقدسات اسلامی را به سخره می گیرند و برای توجیه ولنگاری های خود دین مبین اسلام علوی را عقب افتاده و مرتجع می نامند ...
فقط خواستم بگویم در دین کهن زرتشت هم باید محجبه باشی ...


پوشش و حجاب پیش از آیین زرتشت

نخستین مردمی كه به سرزمین ایران آمدند، آریایی‏ها بودند. آنان به دو گروه عمده «مادها» و «پارس‏ها» تقسیم می‏شدند.15 با اتّحاد مادها، دولت «ماد» تشكیل شد. پس از مدّتی پارس‏ها توانستند دولت ماد را از بین ببرند و سلسله‏های هخامنشیان، اشكانیان و ساسانیان را بنیان‌گذاری كنند.16 پژوهش‏ها نشان می‏دهد كه زنان ایران‌زمین از زمان مادها، كه نخستین ساكنان این دیار بودند، دارای حجاب كاملی، شامل پیراهن بلند چین‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند بر روی لباس‏ها بوده‏اند.17 این حجاب در دوران سلسله‏های مختلف پارس‏ها نیز معمول بوده است. بنابراین در زمان بعثت زردشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی حجابی كامل داشته‌اند. برابر متون تاریخی، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند، شلوار و چادر رایج بوده است. زنان هر چند با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می‏كردند و هم‌پای مردان به كار می‏پرداختند، ولی این امور با حجاب كامل و پرهیز شدید از اختلاط‌های فسادانگیز همراه بوده است.

جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران‌‏زمین به گونه‏ای است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامی كه خشایارشاه به ملكه «وشی» دستور داد كه بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایی اندام او را بنگرند، وی امتناع كرد و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد. به دلیل این سرپیچی، به حكم دادوَران، عنوان «ملكه ایران» را از دست داد. نقل این داستان در عهد عتیق چنین آمده است:«... امر فرمود وشتئ ملكه را با تاج ملوكانه به حضور پادشاه بیاورند تا زیبایی او را به خلایق و سروران نشان دهد؛ زیراكه نیكو منظر بود اما؛ وشتئ نخواست...»18

پوشش و حجاب پس از نبوت زرتشت

در زمان ساسانیان كه پس از نبوت زردشت است، افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت، پس از داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع، جرئت نداشتند جز در تختِ روانِ روپوش‌دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی حتی پدر و برادرشان را ببینند. در نقش‏هایی كه از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زنی دیده نمی‏شود و نامی از ایشان نیامده است.19 تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشم‏گیر است كه برخی از‌ اندیشمندان و تمدن‏نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی كرده‏اند.20

از آن‌جا كه مركز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است و ایشان در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش كمبودی نمی‏دیده است، با تأیید حدود و كیفیت حجاب رایج آن دوران، كوشید با پندهای خود، ریشه‏های درونی حجاب را تعمیق و مستحكم كند و عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد.

البته در دین زرتشت، لباس با كیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است؛ بلكه لباس رایج آن زمان كه شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش (یعنی چادر یا شنلی بر روی آن) بوده، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است. هر چند استفاده از «سِدرِه و كُشتی» (لباس مذهبی ویژه زرتشتیان) توصیه شده است.21 البته بر هر مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته مؤبد «رستم شهرزادی» پوشش زنان باید به گونه‏ای باشد كه هیچ‌یك از موهای سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد.22 در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و كریم بدادار هورمزد»؛23 یعنی همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‏پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‏كنیم.

براساس آموزه‏های دینی، یك زرتشتی مؤمن، باید از نگاه ناپاك به زنان دوری جوید و حتی از به كارگیری چنین مردانی خودداری كند. در ‌اندرز «آذر بادمار اسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم (نگاه ناپاك ) را به معاونت خود قبول مكن».24

پوشش موی سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانیان نیز ادامه یافته است. به این نمونه بنگرید: پس از فتح ایران، هنگامی كه سه تن از دختران كسری‏، شاهنشاه ساسانی را برای عمر آوردند، شاه‌زادگان ایرانی همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره برگیرند تا خریداران پس از نگاه، پول بیشتری مبذول دارند. دوشیزگان ایرانی خودداری كردند و به سینه مأمور اجرای حكم عمر، مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسیار خشمناك شد. ولی امام علی(ع) او را به مدارا و تكریم آنان سفارش فرمود.25

در كیش آریایی زنان محجوب و محترم بودند. زنان ایرانی برای حفظ حیثیت طبقه ممتاز و ایجاد حدودی كه آنان را از زنان عادی و طبقه چهارم امتیاز دهد، صورت خود را می‌پوشاندند و گیسوان خود را پنهان می‌داشتند؛ از این‌رو، محجوب بودن «پوشش صورت» به زنان برتر جامعه اختصاص داشته است. آیین زردشت كه تاریخ آن را بین 1300 تا 2300 قبل از اسلام گفته‌اند. آیین پندار نیك، گفتار نیك و كردار نیك است؛ از این‌رو، انسان‌ها را به پاكی و پاك‌دامنی فرا می‌خواند. در نقاشی‌ها و كنده‌كاری‌های باستانی ایران بسیار كم از زن تصویری به چشم می‌خورد. اگرچه زنان كدبانوی خانه و مدیر و مدبر امور خانواده بودند، ولی حفظ حرمت ایشان با پوشیده داشتن ایشان رعایت می‌شد تا پاك‌دامنی آنها حفظ شده و از هر آسیبی در امان باشند.26

رابطه حجاب و عفت در آیین زرتشت

عفاف، طهارت درونی و نوعی حجاب باطنی است. از آنجای كه انسان، ذاتاً موجودی است دارای دو بعد الاهی و مادی، باید به او آموخت كه اگر همه یك‌سان آمده‌ایم، اما برای رجعت بهتر، آنانی در اولویت هستند كه دارای درونی آراسته‌تر باشند و در صورت تلاش و برنامه‌ریزی صحیح، نفس خویش را در مسیر انسانیت رشد دهند؛ اما آنانی كه در مسیر حیوانیت و خواسته‌های نفسانی خود حركت كنند، این نشان از نداشتن برنامه‌ریزی مناسب برای تأدیب نفس خویش است. درواقع واژه «عفت» بر كنترل شهوات و جلوگیری آن در خروج از مرز اعتدال تلقی می‌شود از این‌رو، به پند و ‌اندرزهای «اشو زرتشت» بنگرید تا تلاش وی برای تعالی و آموزش مبانی حجاب و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهری با عفّت باطنی، روشن‏تر شود. او می‏فرماید:

ای نوعروسان و دامادان! ... با غیرت، در پی زندگانی پاك‏منشی بر آیید.... ای مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروی كنید. هیچ گاه گردِ دروغ و خوشی‏های زودگذری كه تباه‌كننده زندگی است، نگردید؛ زیرا لذّتی كه با بدنامی و گناه همراه باشد، همچون زهر كشنده‏ای است كه با شیرینی درآمیخته و همانند خودش دوزخی است. با این‌گونه كارها، زندگانی گیتی خود را تباه مسازید. پاداش رهروان نیكی، به كسی می‏رسد كه هوا، هوس، خودخواهی و آرزوهای باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد. كوتاهی و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود. فریب‌خوردگانی كه دست به كردار زشت زنند، گرفتار بدبختی و نیستی خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است.27

مستندات فقهی پوشش در آیین زرتشت

چنین استناد فقهی رسماً به عنوان احكام حجاب در این دین قابل دسترسی نیست؛ اما از مطالب مذكور می‌توان چنین حكمی‌را اقتباس كرد؛ زیرا همان‌طوركه بیان شد، مركز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است28 و حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش كمبودی نمی‏دیده است؛ از این‌رو، با تأكید حدود و كیفیت حجاب متداول آن زمان، كوشید با ‌اندرز خود، پایه‌های درونی حجاب را تعمیق و مستحكم كند و عامل درونی را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد. به این دلیل، در این خصوص صریحاً امری صادر نشده و صرفاً با چنین كلماتی، پاكی را متذكر می‌شود: « از تو، ‌ای مرد خواهش می‌كنم پیدایش و فزونی را پاك و پاكیزه ساز و از تو، ‌ای زن خواهش می‌كنم تن و نیرو را پاك و پاكیزه ساز».29

بر این اساس یك زردشت مؤمن باید به این امور ملتزم باشد: 1. دوری از نگاه به زن نامحرم؛ 2. پرهیز از ازدواج با مردانی كه چشم نا‌پاك دارند. در ‌اندرز «آذربادمار اسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم( نگاه ناپاك) را به معاونت خود قبول مكن»؛30 از این‌رو، عفاف برای مردان لازم و ضروری به نظر می‌رسد. در این آیین، لباس متداول زمان یعنی شلوار و سرپوش یا چادر یا شنل مورد تأكید قرار گرفته است؛ از این‌رو، می‌توان گفت به لحاظ رعایت حجاب هیچ لزومی به امر وجوب آن صورت نگرفته است. هر چند استفاده از سِدرِه و كُشتی (لباس مذهبی ویژه زرتشتیان) سفارش شده است. البته بر هر مرد و زن واجب است هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند و پوشش زنان باید به گونه‏ای باشد كه هیچ‌یك از موهای سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و كریم بدادار هورمزد»، یعنی همگان نامی ز تو برگوییم و همگان سر خود را می‏پوشیم و آنگاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‏كنیم.31

حال آیا صرفا ًبا تأكید بر امر حجاب، می‌توان گفت دین زردشت حجاب زن را الزامی می‌داند؛ چون بر امری كه مردم ملتزم بودند، باز تذكر داده است؟ از طرفی، پوشش در معابد نه تنها برای زنان واجب است، بلكه برای مردان نیز این مهم و واجب شمرده شده است. البته می‌توان گفت امر وجوب در این نص، تذكری است برای پوشش مردان در معابد كه با ابعاد معنوی زمان مرتبط باشند؛ یعنی نوع پوشش و چگونگی حضور در معابد و مراسم در جذب و احساس معنویت مؤثر بوده است. البته یك نمونه افراطی از حجاب را نیز می‌توان مشاهده كرد؛ آنجا كه زنان شوهردار حق نداشتند، هیچ مردی ـ حتی پدر و برادرشان ـ را ببینند. به احتمال زیاد این مقدار تأكید، صرفاً از تمایزات فرهنگی پدید آمده باشد.32

گونه‌های حجاب در زرتشت

با توجه به آنچه گذشت، می‌توان یك تقسیم‌بندی دیگری از مباحث ارائه داد و حجاب در آیین زردشت را به پوششی، رفتاری و گفتاری تبیین و تقسیم كرد.

حجاب پوششی: آن گونه كه متون تاریخی یاد كردند، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند، شلوار و چادر امری رایج در فرهنگ و دین مردمِ آن زمان بود و زنان هر چند با آزادی، در محیط بیرون خانه رفت و آمد می‏كردند و همپای مردان به كار می‏پرداختند. ولی این امور با حجاب كامل و پرهیز شدید از اختلاط‌های فسادانگیز صورت می‌یافت.33

حجاب رفتاری و گفتاری: در نظام دینی و فرهنگی زمان آیین زرتشت، زنان طبقات بالای اجتماع، می‌بایستی در تختِ روانِ پوشیده و محفوظ از خانه بیرون بیایند و هرگز مجاز نبودند با مردان رفت و آمد و گفت‌وگو داشته باشند. زنان پس از ازدواج، اجازه نداشتند هیچ مردی ـ حتی پدر و برادرشان ـ را ببینند.34

18‌. عهد عتیق‌، کتاب اِستَر، باب اول، آیه 10.

19‌. ویل دورانت، تاریخ تمدن،‌ ترجمه احمدآرام و دیگران، ج 1، ص 552.

20‌. همان، ج2، ص 78؛ برتاند راسل، زناشوئی و اخلاق، ص 135.

21. «سدره» از نه پاره پارچه سفید و نازك دوخته شده و در زیر پیراهن، چسبیده به بدن پوشیده شود. سدره كه در اوستا (ستره) نامیده شده، به معناى آن نیز هست. علماى اسلام نیز براى بیان حكم حجاب از واژه ستر استفاده كرده‏اند. «كُشتى»، كمربند باریكى است كه از پشم گوسفند بافته شده و باید پیوسته آن را بر روى سدره به كمر بندند؛ مؤبد موبدان، رستم شهرزادى، دین و دانش.

22‌. مهرانگیز شهزادی، مجموعه قوانین زردشت، ص65.

23‌. اوستا، مترجم هاشم رضی،‌ بخش هشتم، خرده اوستا، آفرینگان، همان، ص403.

24‌. سالنماى 1372، چاپ انجمن زرتشتیان‌، ص‏10.

25‌. وشنوه‏اى، حجاب در اسلام، ص‏59، به نقل از السیرة الحلبیه، ج‏2، ص‏49.

26‌. زهره‌سادات موسوی‌، عفاف و حجاب در ادیا الهی، ص39.

27‌. یسنا، ص‏53، بندهاى 5 ـ 8.

28‌. ژاله آموزگار و احمد تفضلی، اسطوره‌ زندگی زردشت، ص 22.

29‌. جیمس دارمستتر، مجموعه سخنرانی موبد موبدان رستم شهزداری، ص 275.

30‌. سالنمای انجمن زرتشتیان، تهران، ص10،‌ 1372.

31‌. اوستا، بخش هشتم، خرده‌اوستا، آفرینگان‌ دهان، ص 403.

32‌. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 1، ص 552.

33‌. فریدون پور بهمن، پوشاك در ایرانیان باستان، ص76.

34‌. ویل دورانت‌، تاریخ تمدن، ج‏1، ص‏552.



:: مرتبط با: کشکول ,
:: برچسب‌ها: حجاب , روز حجاب , زرتشت , کوروش , غیرت , حیا ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 20 تیر 1395
زمان : 05:46 ب.ظ
ویژگی های عید فطر از زبان مولا
نظرات |

عید فطر,ویژگی های عید فطر,خطبه عید فطر از امام علی (ع)
امیر المؤمنین(ع) در خطبه عید فطر مى‏ فرماید:
«الا و ان المضمار الیوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغایة النار». (1)
دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روایتى از فرزند گرامیش چنین آمده است:
«مر الحسن (ع) فى یوم فطر بقوم یلعبون و یضحكون فوقف على رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فیستبقون فیه بطاعته الى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب كل العجب من ضاحك لاعب فی الیوم الذی یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و ایم الله لو كشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسى‏ء مشغول باسائته. ثم مضى‏». (2)

در این حدیث، امام حسن (ع) انجام اعمال عبادى در ماه مبارك رمضان را، تشبیه به مسابقه بین افراد نموده ‏اند و عید فطر را زمان اخذ جوایز برندگان آن مى‏ دانند.


لذا حضرت على (ع) در ویژگى‏ هاى عید فطر مى‏ فرمایند:
1- روزى كه نیكوكاران ثواب مى‏ برند.
«هذا یوم یثاب فیه المحسنون‏».

2- روزى كه گنهكاران زیان مى‏ بینند.

«و خسر فیه المبطلون‏»

 

3- شبیه‏ترین روز به روز قیامت است.
«اشبه بیوم قیامكم‏».
چون در قیامت عده‏ اى كه زیان كارند، تاسف مى‏خورند و غضبناك مى ‏گردند و عده‏اى كه نیكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى‏ شوند.


4- روز عبرت گرفتن.
«فاذكروا بخروجكم‏»
وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عید خارج مى ‏شوید، به یاد آورید زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهید شد و سوى خداى خود خواهید رفت.
«من الاجداث الى ربكم‏»
وقتى در جایگاه نماز خود مى ‏ایستید به یاد آورید زمانى را كه در محضر عدل الهى مى‏ ایستید و از شما حسابرسى مى‏ كنند.

«و اذكروا وقوفكم بین یدى ربكم‏»
وقتى از نماز به منازلتان بر مى‏ گردید به یاد آورید زمانى را كه به منازل خود در بهشت‏ خواهید رفت.
«و اذكروا منازلكم فى الجنة‏»

 

5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.
«ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم‏».

 

پی نوشت‏ها:
------------------------------------------ 
1) من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 516.

2) تحف العقول، ص 170.



:: مرتبط با: کلام امیر بیان ,
:: برچسب‌ها: امیرالمومنین , عید فطر , هلال , استهلال , سخنرانی , رمضان ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : چهارشنبه 16 تیر 1395
زمان : 08:14 ق.ظ
معرفت به نورانیت امیرالمومنین علی صلوات الله علیه
نظرات |


ابوذر غفاری ازسلمان فارسی سوال كرد معرفت امیرالمومنین «علیه السلام» به نورانیت چگونه است؟ گفت: ای جندب (لقب اباذر) بیا برویم تا ازخود آن حضرت سوال كنیم می گوید: نزد آن حضرت آمدیم و او را نیافتیم درآن جا منتظر ماندیم تا تشریف آوردند حضرت فرمود: چه باعث شده كه اینجابیایید ؟ گفتند : آمدیم تا از معرفت شما به نورانیت سوال كنیم مولا فرمودند: خوشامدید ای دوستان من كه در دین خود متعهد وپاینده هستید وكوتاهی نمی كنید ، وهر آینه دانستن این مطلب برهرمرد مومن وزن مومنه ای واجب است سپس فرمودند: ای سلمان و ای جندب ایمان كسی كامل نمی گردد تا به حقیقت و نورانیت من معرفت پیدا كند و وقتی چنین شناختی از من پیدا كرد ازكسانی می شود كه خداوند قلب اورا برای ایمان امتحان كرده وسینه اش را برای اسلام گشاده كرده وعارف آگاه شده است وكسیكه دراین گونه معرفت وشناخت كوتاهی كند او درشك وتردید باقی می ماند ای سلمان و ای جندب شناختن من به نورانیت درحقیقت شناختن خداست وشناخت خدا درحقیقت معرفت من به نورانیت است واین دین خالص است كه خدای سبحان فرموده است: ( وبندگان امر نشدند مگر به اینكه خدا را خالصانه ودرحالیكه دین خود را خالص كرده اند عبادت كنند، نماز را به پادارند وزكات را بپردازند واین دینی است كه از افراط وتفریط به دور ودر حد اعتدال است سوره بینه /5) فرموده است : امر نشدید مگر به نبوت محمد صل الله علیه وآله واین دین سهل وآسان محمدیه است بعد درتفسیر (یقیموا الصلاة ) فرمود: هركس ولایت مرا به پاداشت نماز را به پاداشته است ،وبه پاداشتن ولایت من سخت ودشوار است كه آن را تحمل نمی كند وطاقت پذیرش آن را نداردمگر فرشته مقرب یا پیغمبر مرسل ویا بنده مومنی كه خدا قلب اورا ازایمان امتحان كرده باشد پس فرشته زمانی كه مقرب نباشد وپیغمبر مرسل نباشد ومومن هنگامی كه امتحان شده نباشد نمی تواند آن رابپذیرد سلمان عرض كرد: ای امیرالمومنان ،مومن كیست وحدود ایمان چیست؟ آن رابیان فرمائید تا كاملا بشناسم فرمود: مومن امتحان شده كسی است كه درامور ولایت ما چیزی به او نمی رسد مگر اینكه خدا سینه اش را برای قبول آن باز می كند وبدون هیچگونه شك وتردیدی آن را می پذیرد . ای ابوذر ، بدان من بنده خدا وخلیفه او بر بندگان هستم ، ما را خدا قرارندهید وآنچه می خواهید درفضیلت ما بگویید وبدانید به باطن مقامات ما ونهایت آن نخواهید رسید خداوند متعال به ما كمالاتی وعنایاتی برتر ازآنچه گوینده شما وصف كند یا به قلب یكی از شما خطور كند مرحمت فرموده است ، و وقتی مارا اینگونه شناختید شما مومن هستید . سلمان گوید : عرض كردم ای برادررسول خدا ! كسی نماز را به پاداشته كه ولایت شما را بر پاداشته باشد؟ فرمود : بلی ای سلمان : شاهد آن وتصدیق این مطلب ، فرمایش خداوند است كه درقرآن می فرماید(واستعینوا بالصبر والصلاة وانها لكبیرة الا علی خاشعین سوره بقره/45) مراد ازصبر دراین آیه شریفه رسول خدا ص است ومقصود ازنماز برپاداشتن ولایت من است ... زیرا ولایت است كه تحمل آن سخت است وفقط خاشعین می توانند آن را بپذیرند وخاشعین شیعیان عارف وآگاه هستند ودر خارج می بینیم كه گروههایی مختلف از مرجئه، قدریه، خوارج ، نواصب وغیر اینها همگی به محمد ص اقرار واعتراف دارند ودرآن اختلاف ندارند وفقط درباره ولایت من است كه اختلاف كرده اند آن را اكثرا انكار نمودند وجز عده كمی نپذیرفتند كه این آیه به آن ها اشاره فرموده است... وكسیكه اقراربه ولایت من نداشته باشد اقرار او به نبوت محمد ص سودی برایش ندارد زیرا این دو فرین یكدیگرند به خاطر اینكه نبی اكرم پیغمبر است كه به سوی مردم فرستاده شده وامام وپیشوای آنهاست بعد از او علی امام وپیشوای مردم وجانشین محمد است ... اول ما محمد است ، وسط ما محمد است و آخر ما محمد است پس هركس معرفتش به من كامل باشد او بردین قیم واستوار الهی است ... حضرت فرمود: من ومحمد ص یك نور از نور خدا بودیم آنگاه خداوند این نور را امر فرمود دونصف گردد به نیمی از آن فرمود محمد باش وبه نصف دیگر آن فرمود : علی باش لذا رسول خدا ص فرمود : علی ازمن است ومن از علی ادا نمی كند از طرف من مگر علی آن هنگامی كه ابوبكر(.....) را برای برائت از مشركین به طرف مكه فرستاد جبرئیل فرود آمد وعرض كرد ای رسول خدا پروردگارت فرموده است آن را خودت یا شخصی از خودت ابلاغ كند مرا به دنبال ابوبكر (....) فرستاد تا اورا برگردانم او به رسول خدا ص عرض كرد : آیا درباره من چیزی نازل شده فرمود : نه ولی این كار را انجام نمی دهد مگر من یا علی ای سلمان و ای جندب كسیكه شایستگی ندارد دستوری را از طرف رسول خدا ص ابلاغ كند چگونه صلاحیت وامامت پیشوایی مردم را خواهد داشت؟؟؟ ای سلمان و ای جندب .... محمد سخنگو گردید ومن ساكت ودرهر زمانی یكی باید ناطق ودیگری ساكت باشد ای سلمان: محمد ص بیم دهنده گردید ومن هدایت كننده واین فرمایش خداوند است كه میفرماید : ( انما انت منذر ولكل قوم هاد سوره رعد/7) مراد ازمنذر دراین آیه رسول خدا ص ومقصود ازهادی من هستم ..... محمد ص جمع كننده گردیده ومن نشر دهنده محمد ص اختیار دار بهشت گردیده من اختیاردار دوزخ : به آن می گویم این رابگیر وآن را رها كن محمد ص لرزاندن زمین وزلزله گردید ومن اختیاردار صداهای شدید ورعد وعرّش شدم ومن صاحب لوح محفوظم وخداوند علومی كه درآن است به من الهام نموده است ... محمد ص صاحب دلالت ها وراهنمایی ها شد ومن صاحب معجزات نشانه ها وعلامات شدم محمدص خاتم انبیا گردید ومن خاتم اوصیا شدم ودرآیه مباركه (الصراط المستقیم سوره حمد/6) من مقصود از صراط المستقیم هستم ومن نبأ عظیم هستم .آن خبر مهمی كه درآن اختلاف كردند درآیه ( النبأ العظیم- الذی هم فیه المختلفون سوره نبأ/2و3) منم وكسی جز درولایت من اختلاف نكرد محمدص صاحب دعوت گردید كه مردم را به طرف خدا بخواند ومن صاحب شمشیر كه سركشان آن ها را نابود كنم محمد پیغمبر مرسل گردید ومن صاحب امر آن حضرت.... محمدص حجت وبرهان برای مردم اقامه كرد ومن حجت خدا گردیدم خداوند برای من قرارداد آنچه را كه هیچكس از اولین وآخرین ندارد حتی پیغمبران مرسل و فرشتگان مقرب از آن بی بهره اند سپس فرمود : ای سلمان و ای جندب : عرض كردند : بلی ای امیرمومنان علیه السلام فرمود: منم كه نوح را دركشتی به امر پروردگارم آرامش بخشیدم واورابه ساحل رساندم ،منم كه یونس را ازشكم ماهی به اذن خداوند خارج كردم منم كه موسی را ازدریای نیل به امر خداوندعبور دادم منم كه ابراهیم رااز آتش نجات دادم منم كه نهرها را جاری وچشمه ها را جوشان ودرخت ها را بر جا نهادم ومن عذاب یوم الظله ام (سوره شعرا/189) من ندا كننده ام از محل نزدیكی كه جن وانس آن رابشنوند منم كه هر روزصدای جبارین ومنافقین را با لغت خود آن ها می شنوم . منم خضری كه موسی را تعلیم داد ومن معلم سلیمان بن داودم من ذوالقرنین ام ومن قدرت پروردگار می باشم .... ای سلمان و ای جندب : كسیكه ازما بمیرد درحقیقت نمرده وكسیكه ازما غائب گردد درحقیقت غائب نیست و كسیكه ازما كشته شود درحقیقت كشته نیست سپس فرمود ای سلمان وای جندب عرض كردند : بلی ای امیرالمومنین علیه السلام فرمود: من فرمان روای همه مردان مومن وزنان مومنه ازگذشتگان وآیندگان هستم وبه روح عظمت تأیید شدم وبا همه این اوصاف بنده ای ازبندگان خدا هستم ما را خدا ننامید وسپس آنچه می خواهید در فضیلت ما بگویید وهرچه تلاش كنید به حقیقت آنچه كه خداوند برای ما قرار داده بلكه به یكدهم از یكدهم آن نخواهید رسید به خاطر اینكه ما نشانه های خداوراهنمایان وحجت وجانشینان وامینان وپیشوایان ازطرف او هستیم ما چهره زیبای خدا وچشم بینای او و زبان گویای او هستیم به سبب ما خداوند بندگانش را عذاب می كند وبه سبب ما پاداش می دهد ومارا ازمیان خلق خود برگزیده واختیار گردانیده وطاهر كرده واگر كسی چون وچرا كند واعتراض به گزینش پروردگار نماید به خداوند كافر گشته ومشرك است زیرا ( ازآنچه خدا انجام می دهد سوال نمیشود او مورد بازجویی قرار نمی گیرد بلكه بندگان هستند كه بازخواست می شوندسوره انبیا/23) سپس حضرت فرمودند: من به اذن پروردگارم می میرانم وزنده می كنم .به اذن او به آنچه می خورید وآنچه درخانه هایتان اندوخته می كنید خبر می دهم وآنچه را دردلهایتان پنهان می كنید می دانم وامامان دیگر از فرزندان من اینها را می دانند وهرگاه دوست داشته باشید وبخواهید چنین كاری می كنند زیرا ما همگی یك حقیقت هستیم . اول ما محمد است وسط ما محمد است وهمه ما محمد هستیم پس بین ما فرق نگذارید ، ما هرگاه بخواهیم خدا می خواهد وهرزمان نپسندیم خدا نمی پسندد بدبختی وتمام بدبختی نصیب كسی می شود كه فضایل ما وخصائص ما وآنچه را كه خدا به ما عنایت كرده انكار كند، زیرا كسیكه چنین كند درحقیقت قدرت خداوند وخواست و مشیت پروردگار را درباره ما نپذیرفته وانكار كرده است ای سلمان و ای جندب خداوند به ما برتر و والاتر وبزرگتر از همه ی اینها عطا كرده است عرض كردیم : ای امیر مومنان علیه السلام آن چیست كه بزرگتر از همه اینها است فرمود: پروردگار ما به ما اسم اعظم عطا كرده وبخشیده است كه با آن آسمان ها وزمین وبهشت وجهنم را می شكافیم ودر می نوردیم به آسمان بالا می رویم وبه زمین فرود می آییم به مغرب میرویم وبه مشرق میرویم به عرش الهی قدم گذاشته ودرپیشگاه الهی برآن می نشینیم وهر چیزی حتی آسمان ها ، زمین، خورشید، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان، جنبندگان، دریا ها، بهشت وجهنم ازما اطاعت می كنند تمام اینها را خداوند به اسم اعظمی كه به ما آموخت وبه ما اختصاص داد عطا كرده است وبا تمام این اوصاف ما می خوریم و می آشامیم ودرمیان بازار ها راه میرویم واین امور را به امر پروردگارمان انجام می دهیم وما بندگان با كرامت خداوندیم كه اورا به گفتار سبقت نمی گیریم وبه امر وفرمان او عمل می كنیم ما را معصوم وپاك قرار داد وبر بسیاری ازبندگان مومنش برتری بخشید وما می گوییم : (حمد وسپاس مخصوص خداوندی است كه ما را هدایت نموده واگر هدایت ولطف الهی نبود به آن راه نمی یافتیم سوره اعراف/43 ) و ( كافرین سزاوار عذاب شدند وعده ای عذاب درباره آنها حتمی است سوره زمر/ 71 ) وآن ها كسانی هستند كه آنچه خداوند به ما بخشش واحسان نموده قبول ندارند وانكار می كنند ای سلمان و ای جندب این است پاسخ شما كه از معرفت من به نورانیت پرسش نمودید آن را حفظ كنید ونگهدارید كه باعث رشد وكمال است وهمانا هیچ یك از شیعیان ما به حد بصیرت نمی رسد تا مرا به نورانیت بشناسد و وقتی چنین معرفتی پیدا كرد به حد بصیرت وبلوغ وكمال رسیده ودرمیان دریای از علم فرورفته ودرجه ای ازفضل وبرتری را پیموده اند وبر سری از اسرار پروردگار وگنجینه های پوشیده او آگاهی یافته اند. 



مدرك این حدیث : 


مشارق الانوار ص160 


بحار الانوار ج26ص1-7 ح1 


القطره به نقل از این دو



:: مرتبط با: کلام امیر بیان ,
:: برچسب‌ها: حدیث معرفت به نورانیت , امیرالمومنین , علی , سلمان , ابوذر ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : چهارشنبه 9 تیر 1395
زمان : 01:10 ب.ظ
شب قدر هر كسى متفاوت است ...
نظرات |


سه عامل برای توفیق آدمی وجود دارد،
 نخست ارادۀ آزادی است که از مصلحت‌ورزی‌ها و نیازهای شخصی دور است. 
عامل دوم درک دردهای امت است 
و سومین عامل آگاهی وفهم و ذهنیت باز در برابر حقایق.
 با این عوامل سه‌گانه آدمی می‌تواند طرح آینده‌اش را ترسیم کند و بدین‌گونه در شب قدر آیندۀ خود را نقش بزند و خود و امت خود را به سعادت برساند؛ یا اینکه خود و امت خود را بدبخت کند. 
پس می‌بینیم شب قدر هر کسی با دیگری متفاوت است.

امام موسی صدر
کتابِ برای زندگی



نویسنده : مسعود .د
تاریخ : سه شنبه 8 تیر 1395
زمان : 06:30 ب.ظ
وصایای امیرالمومنین به امام حسن علیهماالسلام
نظرات |

فُجَیع عقیلی گوید: حسن بن علی بن ابی طالب علیهماالسلام فرمود: چون هنگام وفات پدرم رسید شروع به وصیت نمود، فرمود: این‌ها مطالبی است که علی بن ابی طالب برادر محمد رسول خدا و پسرعمو و وصی و همدم و همراه او بدان، وصیت و سفارش نموده است. و آغاز وصیتم این است که گواهی می‌دهم معبودی جز الله نیست، و محمد فرستاده خدا و برگزیده اوست، خداوند او را با علم خود اختیار کرد، و او را برای اختیار و انتخاب خود برگزید و (گواهی می‌دهم) که خداوند مردگان را از قبرها برانگیزاند، و از مردم در مورد اعمالشان بازخواست می‌کند، و او به آنچه در سینه‌ها نهان است داناست.

ای حسن تو را - که وصی بودن تو به تنهایی کافی است - سفارش می‌کنم بدان چه رسول خدا به من سفارش فرمود:

1- پسر جان، چون زمانش (تحقق وصیت) فرا رسد در خانه بنشین، و بر خطاهایت گریه کن،( گریه و استغفار و توبه امامان معصوم علیهم‌السلام به منظور وجود گناه در آن بزرگواران نیست. بلکه فلسفه دیگری دارد که مجال ذکرش نیست.) و نباید که دنیا بزرگ‌ترین همّ و فکر تو باشد.

2- پسر جانم تو را به گزاردن نماز در وقت خود، و پرداخت زکات به اهلش در هنگام حلول وقتش، خاموشی در برابر امور تردید‌آمیز و اشتباه برانگیز، و میانه‌روی در عمل، و رعایت عدالت در خشنودی و خشم، و خوش‌رفتاری با همسایگان، و مهمان‌نوازی، و مهربانی به تهی‌دستان و رنج‌دیدگان بی‌بضاعت، و حفظ پیوند با فامیل، و دوستی و هم‌نشینی با فقرا و مساکین، و فروتنی که از برترین عبادات است، و کوتاه داشتن آرزو، و یادآوری مرگ، زهد و بی‌رغبتی به دنیا، سفارش می‌کنم که همانا تو در گرو مرگ، و هدف بلا، و مغلوب مرض و بیماری هستی.

3- تو را به ترس از خدا در نهان و آشکار سفارش می‌کنم،

4- و از شتاب در گفتار و کردار نهی می‌نمایم،

5- و چون کار آخرتی پیش آمد در انجام آن بشتاب،

6- و چون کار دنیایی پیش آمد شتاب نورز و خوب فکر کن تا به رشد و خیر خودت در آن کار برسی.

7- و از جاهایی که بودن تو در آن موجب متهم شدن توست و نیز از مجلسی که بدان گمان بد می‌رود بپرهیز که همنشین ناباب همنشین خود را دگرگون سازد.

8- پسرجانم برای خدا کار کن،

9- و از سخن ناروا دوری گزین،

10- و به کارهای پسندیده امر کن،

11- و از زشتی‌ها نهی نما،

12- و با برادران دینی در راه خدا برادری کن،

13- و نکوکار را به خاطر نیکوکاریش دوست بدار،

14- و با فاسق به جهت حفظ دین خود مدارا بنما، و او را در دل دشمن دار، و در اعمال خود از وی فاصله بگیر تا مثل او نباشی،

15- از نشستن در سر کوی و برزن بپرهیز،

16- و بحث و جدل را با کسی که عقل و دانشی ندارد رها ساز.

17- پسرجانم در زندگانی و نیز در عبادت خود راه اعتدال و میانه روی را پیش گیر،

18- و در عبادت به کاری که مداوم و مورد توان توست بپرداز،

19- و پیوسته خاموش باش تا سالم بمانی، و کردار نیکی برای خودت پیش فرست تا غنیمت بری،

20- و نیکی را یاد گیر تا آگاهی‌ یابی،

21- و در هر حال یاد خدا باش،

22- با خردسالان خانواده‌ات مهربان باش،

23- و بزرگسالانش را احترام بگذار،

24- و طعامی را مخور تا این که پیش از خوردن چیزی از آن را صدقه دهی.

25- پیوسته به روزه‌داری بپرداز که آن زکات بدن و سپر روزه‌دار (از آتش دوزخ) است،

26- و با نفس خود جهاد کن،

27- و از هم‌نشین خود در حذر باش،

28- و از دشمنت دوری گزین،

29- و بر تو باد به مجالسی که در آن‌ها یاد خدا می‌شود، و فراوان دعا کن.

30- پسرجانم راستی که چیزی از خیرخواهی و نصیحت را از تو فرو گذار ننمودم، و اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده است. تو را به برادرت محمد (ابن حنفیه) سفارش به خیر می‌کنم که او برادر و فرزند پدر تو است، و از میزان دوستی من نسبت به او، با خبری.

31- و اما برادرت حسین که او فرزند مادر توست (و نیازی به سفارش ندارد)، و بیش از این در این باره سفارش نمی‌کنم، خداوند کفیل من بر شماست، و از او می‌خواهم که شما را به صلاح آورد، و شر جفاکاران سرکش را از شما باز دارد، و صبر را پیشه سازید تا خداوند خودش زمام امر را به دست گیرد (حکومت را به دست اهلش بسپارد) و هیچ حرکت و نیرویی نیست جز به خدای برتر و بزرگ).‌(1)

 

پی‌نوشت‌:

1- امالی شیخ مفید، ص 247- 243.

 



:: مرتبط با: کلام امیر بیان ,
:: برچسب‌ها: 21رمضان , امیرالمومنین , علی , امام حسن , وصیت , شهادت ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 6 تیر 1395
زمان : 06:06 ب.ظ
دنیــــــــــــا
نظرات |


" دنیا میدان بزرگ آزمایش است که هدف آن جز عشق چیزی نیست. در این دنیا همه چیز در اختیار بشر گذاشته شده، وسایل و ابزار کار فراوان است، عالیترین نمونه های صنعت، زیباترین مظاهرخلقت، از سنگریزه ها تا ستارگان، از سنگدلان جنایتکار تا دلهای شکسته یتیمان، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت، همه چیز و همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است. انسان را به این بازیچه های خلقت مشغول کرده اند. هر کسی به شأن خود به چیزی می پردازد، ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل و شوری در سر دارند که به این بازیچه راضی نمی شوند. این نمونه های زیبای خلقت را دوست دارند و می پرستند.

شهید مصطفی چمران


نویسنده : مسعود .د
تاریخ : سه شنبه 1 تیر 1395
زمان : 07:20 ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.