تبلیغات
ساقی لاهوتیان - مطالب عاشقانه های یکشنبه ای

رهیافتی به سوی معارف علوی

علت بکار بردن لفظ یاعلی هنگام خداحافظی
نظرات |

از پیغمبر سئوال شد:یارسول الله،ما وقتی صحبتمون،حرفمون با یکی تموم میشه، پایان کلاممون، او را به خدا می سپاریم، به بیان پارسی می گوییم:خداحافظ و به زبان عربی می گوییم:فی امان الله اگر بدون خداحافظی کردن، در وسط سخن گفتن از او جدا بشیم، نوعی بی ادبی می پنداریم...شما وقتی در معراج با خدا هم صحبت شدید ، پایان جمله که نمی توانستید به ذات خدا عرضه بدارید:تو را به خدا می سپارم!آخرین جمله ی رد و بدل شده ، بین شما و خدا چه بود؟حضرت فرمودند:پایان صحبت، خداوند سبحان به من "یاعلی" گفت،من نیز به خدای خود " یا علی" گفتم.این آخرین جمله بین من و ذات مقدس خدا بود. 
منبع:کتاب سخن خدا ص٧١ - زندگانی چهارده معصوم ص۴٩ - معراج ص١٣



:: مرتبط با: عاشقانه های یکشنبه ای ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 18 دی 1395
زمان : 07:33 ب.ظ
نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد
نظرات |

شیرش حلال آنکه مرا خاک پاش کرد
نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد
 
هر آنچه می دهد کرمش کم نمی شود
باید کریم بلکه کرم را گداش کرد
 
پایم اگر به سمت جهنم نمی رود
دستم توسلی به ضریح عباش کرد
 
موسی و خضر و یوسف و عیسی به جای خود
هنگام مشکلات، نبی هم صداش کرد
 
تصویر اوست عکس تمام پیمبران
او را خداش آینه انبیاش کرد
 
کعبه برای آمدنش بود نه طواف
پس کعبه را برای قدومش بناش کرد
 
خیلی گره زدند به اسلام باز کرد
هر آنچه کرد پنجه مشکل گشاش کرد
 
در کودکی ش نیز علی مرد جنگ بود
پس ذوالفقار نیست اگر لافتی ش کرد
 
در آستان یک نخ عمامه سرش
باید تمام خلق جهان را فداش کرد
 
رد می شد از محله ی ما دلدل علی
افتاد سنگ زیر سم او، طلاش کرد

علی اكبر لطیفیان


:: مرتبط با: عاشقانه های یکشنبه ای ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1395
زمان : 04:22 ب.ظ
من اسمه دوا علی و ذکره شفا علی
نظرات |

اگر تو را نداشتم، بدان خدا نداشتم
آری خدا نداشتم، اگر تو را نداشتم
نبود اگر کرامتت، نبود اگر طبابتت
هزار درد داشتم ولی دوا نداشتم
به نام تو خدا صفا به زندگیم داده است
بدون نام تو در این جهان صفا نداشتم
نوای من علی علی،صدای من علی علی
بدون این علی علی،خدا خدا نداشتم
سنگ شدم طلا شدم،شاه شدم گدا شدم
چه می­شدم اگر علی مرتضی نداشتم
اگر نبود زادگاه تو قسم به فاطمه
این همه سمت کعبه هم برو بیا نداشتم
من اسمه دوا علی و ذکره شفا علی
کمیل تو اگر نبود به لب دعا نداشتم
نبودی یا علی اگر، حسن نبود و هم حسین
بدون تو مدینه و کرب و بلا نداشتم

شاعر علی اکبر لطیفیان 


:: مرتبط با: عاشقانه های یکشنبه ای ,
:: برچسب‌ها: شعر در وصف مولا علی , عاشقانه ها ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 21 شهریور 1395
زمان : 11:38 ق.ظ
علی در مسجد حنانه
نظرات |

صدا آری صدا جان جهان را زیرو رو می کرد

پیمبر در همه عمر آن صدا را جستجو می کرد

نفس های خودش بود آن صدای با طمأنینه

صدایی که شب معراج با او گفتگو می کرد

نمی دانم چرا اما پیمبر بعد معراجش

عبای مرتضی را بیشتر از پیش بو می کرد

خدا آن شب سخن می گفت با صوت یداللهی

خدا پیش محمد(ص) دست خود را داشت رو می کرد

خدا مشغول خلقت بود دنیا را همان موقع

علی در مسجد حنانه کفشش را رفو می کرد

نفهمیدیم مولا را... نفهمیدیم بعد از جنگ

علی شمشیر را با اشک هایش شست و شو می کرد

اگر او یازده تن را به جای خود نمی آورد

چگونه با نبود او زمین یک عمر خو می کرد

یاعلی مدد



شاعر : سید حمید رضا برقعی 

:: مرتبط با: عاشقانه های یکشنبه ای ,
:: برچسب‌ها: عاشقانه , عارفانه , دلبرانه , حضرت مولا علی , امیرالمومنین حیدر ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 7 شهریور 1395
زمان : 09:41 ق.ظ
محب او به آتش تنش نمی سوزد...
نظرات |

سید مرتضی در عیون معجزات با استناد از عمار بن یاسر روایت کرده است:

روزی امیرالمومنین علی علیه السلام در دارالقضا قضاوت می کردند، در همان حال مردی از شیعیان که نامش صفوان بن اکحل بود بلند شد و عرض کرد: مولایم من از شیعیان شما هستم ولی گنهکارم و می خواهم گناهم پاک شود. امام فرمودند: مرا از بزرگ ترین گناهت با خبر کن. عرض کرد: بزرگ ترین گناهم ارتباط با کودکان است. امیرالمومنین علی علیه السلام به او فرمودند: یکی از این سه مورد را انتخاب کن تا پاک شوی، یک ضربه با ذوالفقار به تو بزنم یا دیوار را بر رویت خراب کنم یا تو را دست و پا بسته زنده در آتش بسوزانم؟ این سه چیز جزای کسی است که این کار را انجام داده است. پس او گفت: ای مولای من! سخت ترین آنها چیست؟ امام فرمودند: سخت ترین آنها این است که تو را زنده با دست و پای بسته در آتش بیندازم. پس گفت: همین کار را انجام دهید.

آنگاه حضرت به من فرمودند: ای عمار! برو هزار نی جمع کن تا فردا این شخص را بسوزانیم. سپس به من فرمودند: برو در کوفه صدا بزن و بگو ای مردم کوفه از خانه هایتان بیرون بیایید و ببینید که چطور علی مردی از شیعیان خود را در آتش می سوزاند. عمار می گوید: اهل کوفه می گفتند: شیعیان و دوستان امیرالمومنین علی علیه السلام در آتش نمی سوزند زیرا آتش بر آنها حرام است. چطور ممکن است علی شیعه خود را در آتش بسوزاند؟

روز بعد فرا رسید و امیرالمومنین علی علیه السلام در وسط شهر نی ها را روی آن مرد ریختند و آتشی به او دادند و فرمودند: این را بگیر و خود را بسوزان، اگر از شیعیان ما باشی در آتش نمی سوزی و اگر نباشی هیچ چیز جز خاکستر از تو باقی نخواهد ماند. عمار می گوید: آن مرد در جلوی دیدگان اهل کوفه خود را آتش زد و نی ها می سوختند و شعله های آتش زبانه می کشید وقتی آتش خاموش شد، آن مرد در حالیکه لباس سفید پوشیده بود و حتی دود آتش به آن اثر نکرده بود خارج شد. سپس امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: همانا من تقسیم کننده بهشت و آتش هستم، زیرا وقتی قیامت برپا می شود به آتش می گویم: این مال توست پس او در بر گیر و این مال من است پس به اراده پروردگارم همه را بین آتش و بهشت تقسیم خواهم کرد.

(مدینةالمعاجز - ص37 - معجزه 70 )


یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی ... ـــــشهریار 


:: مرتبط با: عاشقانه های یکشنبه ای ,
:: برچسب‌ها: معجزه , امیر المومنین علی , کوفه , شیعه , آتش ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1395
زمان : 11:50 ق.ظ
باده از دست یدالله چشیدن دارد...
نظرات |


باز مرغ غزلم میل پریدن دارد
تا به ایوان نجف شوق رسیدن دارد

نمک سفره ام از حضرت زهراست ولی
باده از دست یدالله چشیدن دارد

آتش عشق تو افتاد به خار و خس دل
پس بدم دم به دم این شعله دمیدن دارد

همه ذرات جهان گرد علی می گردند
این طوافیست به والله که دیدن دارد

تکیه بر کعبه بزن وارث شمشیر دو دم
اشهد و ان علی از تو شنیدن دارد

ظفر از عشق علی سینه سپر باید کرد
تا علی هست به دل ... قلب تپیدن دارد

شاعر: حامد ظفر


:: مرتبط با: عاشقانه های یکشنبه ای ,
:: برچسب‌ها: امیرالمومنین علی علیه السلام , ولایت , شعر , یدالله , حضرت زهرا ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1395
زمان : 05:43 ب.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.