تبلیغات
ساقی لاهوتیان - مطالب کلام امیر بیان

رهیافتی به سوی معارف علوی

سه رذیلت که برای زن فضیلت است
نظرات |

 از امام علی(ع) در نهج البلاغه نقل شده كه: "برخی از نیكوترین خُلق و خوی زنان، زشت ترین اخلاق مردان است، مانند ترس، تكبر و بخل".(1) اما بلافاصله حضرت دلیل را مشخص كرده و از آن بر می آید كه این سه خصلت (كه برای زنان پسندیده و برای مردان ناپسند است) به صورت خُلق و خوی اخلاقی نیست، یعنی ترس یا بخل یا تكبر به عنوان صفت منفی، برای همه مردم اعم از زن و مرد ناپسند و مذموم است، ولی این سه خصلت برای زنان به عنوان یك رفتار اخلاقی در اوضاع ویژه پسندیده است، از این رو حضرت می فرماید: "هرگاه زنی متكبر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمی دهد و اگر بخیل باشد، اموال خود و شوهرش را حفظ می كند
و چون ترسان باشد، از هر چیزی كه به آبروی او زیان برساند، فاصله می گیرد".

در این جا نمی گوید زن خوب است متكبر باشد، مطلقاً حتی با زنان دیگر یا با پدر یا برادر یا عمو و دایی و محارم خودش، بلكه می گوید زن در مقابل نامحرم رفتارش متكبرانه باشد. 
فرق است بین تكبر و رفتار متكبرانه، یعنی رفتارش بزرگ منشانه باشد. تواضع و فروتنی هایی كه مثلاً یك مرد در مقابل مرد دیگر یا یك زن در برابر زن دیگر نشان می دهد، برای زن شایسته نیست كه در مقابل مرد نامحرم از خود نشان دهد و خود را كوچك كند. ترس نیز در این روایت ناظر به مسئله عفاف زن است. ترس به عنوان یك صفت منفی برای زن و مرد ناپسند است اما این حدیث می گوید: زن در مقابل نامحرم محتاط باشد، آن هم در موردی كه عفت در معرض خطر قرار می گیرد. مقصود از بخل نیز همان طوری كه در ادامه حدیث آمده، بخل در مال فردی و شخصی نیست. زن امانتدار مال شوهر است، پس باید آن را حفظ كند و این امر اختصاص به زن ندارد. امانتدار هر كه باشد، وظیفه دارد از مال امانت محافظت كند


:: مرتبط با: کلام امیر بیان ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 25 مهر 1395
زمان : 04:13 ب.ظ
شیوه نامه علوی در برابر دشمنان 1
نظرات |




شخصی به نام موسی بن طلحه* است. در همان داستان جنگ جمل در بصره امیرمؤمنان عده‌ای از کسانی را که در جنگ شرکت کرده بودند، خوب در میانه جنگ افرادی را اسیر کردند و زندان می‌بردند. که دوباره نیایند علیه امیرالمؤمنین شمشیر بکشند. یک کسی به نام موسی بن طلحه است. عرض کردم همه نقل کردند. واقعاً داستان تکان دهنده‌ای است. جنگ جمل که تمام شد، سی هزار نفر کشته شدند. امیرمؤمنان پیروز شده، همه‌ی مردم بصره را بخشیده است. موسی‌بن طلحه می‌گوید: من در زندان بودم. اسیر بودم، جزء اسرا در زندان بودم. آمدند صدا زدند موسی بن طلحه کیست؟ گفت: آقا گفتند: برو شهادتین بگو، که دیگر مرگ تو قطعی است. برو آماده‌ی مرگ شو! در جمل ما این همه یاران امیرالمؤمنین را کشتیم. حضرت حتماً ما را می‌کشد. می‌گوید: یک وقتی خدمت امیرالمؤمنین آمدم. حضرت به من فرمودند که سه مرتبه بگو: «استغفرالله و اتوب الیه» چه کسی؟ شمشیر کشیده، شکست خورده، سی هزار نفر خون انسان‌ها بر زمین ریخته. حالا حضرت این زندانی را آزاد کرده، فرمود: سه بار بگو«استغفرالله و اتوب الیه». گفت: آقا «استغفرالله و اتوب الیه، استغفرالله و اتوب الیه، استغفرالله و اتوب الیه» این استغفار قبل از اعدام است. چون فکر می‌کرد، حضرت می‌خواهد او را اعدام کند. قبل از اعدام هم یک توبه‌ای دارد. دیدید این اعدامی‌ها را که یک توبه‌ای می‌دهند. با ترس و لرز گفت «استغفرالله» را بگوییم و برویم. سه مرتبه که گفت، فرمودند: حالا آزادش کنید. سه استغفار فرمودند: او را آزاد کنید. البته فرمودند: مواظب باش. هرکجا می‌خواهی بروی، برو. اما دیگر فتنه نکن. دیگر قائله‌ای بپا نکن. دیگر جنگ بپا نکن. و برو نگاه کن اگر چیزی از اثاث تو در لشگر ما است، بردار ببر! برو بگرد، اگر چیزی از غنایم جنگی، بود بردار. ولی تقوا پیشه کن. دیگر فتنه برپا نکن. دیگر دنبال جنگ با امام نباش. سه تا استغفار حضرت آزادش کرد.


* شاید اگر ما بودیم بدون شک برایش حکم اعدام صادر می کردیم !


:: مرتبط با: تاریخ تحلیلی , کلام امیر بیان ,
:: برچسب‌ها: موسی به طلحه , توبه , امیرمومنان , جنگ جمل ,
:: لینک های مرتبط: به نقل از سایت سمت خدا ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 30 مرداد 1395
زمان : 11:59 ق.ظ
اخلاق همسرداری امیر المومنین علی علیه السلام
نظرات |

الف - کمک در کارِ خانه

1- علی (ع) و کمک به همسر

روزی رسول اکرم (ص) وارد خانه فاطمه (س) شد و دید که علی (ع) و حضرت زهرا (س) با هم عدس پاک می کنند.
پیامبر (ص) علی (ع) را تشویق کرد و فرمود:
ما مِن رَجُلٍ یُعیِنُ اِمرَئَتَهُ فی بَیتِها إلّا کانَ لَهُ بِکُلِّ شَعرَهٍ عَلَی بَدَنِهِ عِبادَهُ سَنَهٍ، صِیامُ نِهارِها وَ قِیامُ لَیلِها

***

( هیچ مردی زنش را در کارخانه کمک نمی کند مگر آنکه خداوند به تعداد موهای بدن او عبادت یک سال، که روزها روزه گرفته، و شب ها شب زنده داری کرده باشد ثواب به شوهر می دهد.) (1)

***

2- تقسیم کار با همسر

یکی از عوامل سعادت و شادابی خانواده، تقسیم کار، و تعیین حدود و وظائف زن و شوهر است،
حضرت علی (ع) با حضرت زهرا (س) در فکر تقسیم کار بود که رسول خدا (ص) چنین رهنمود داد:
«کارهای داخل منزل با فاطمه (س) و کارهای بیرون منزل بر عهده ی علی باشد.»
حضرت فاطمه (س) با خوشحالی فرمود:
فَلا یَعلَمُ ما داخَلَنِی مِنَ السُّرُورِ اِلاَّ الله

***

(جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم.) (2)

***

ب- فرهنگ پرهیز در روابط اجتماعی

1- بانوان و فرهنگ پرهیز

در فرهنگ اجتماعی و اخلاق همسرداری امام علی (ع) اصولی مطرح است، مانند:
1- تقسیم کار بین زن و مرد
2- انتخاب مرد نسبت به کارهای بیرون منزل
3- به کوچه و خیابان نرفتن زن ها مگر در ضرورت
4- مسئولیت پذیری مردها نسبت به خرید و فروش خارج از منزل.

***

بنابراین جامعه ی اسلامی با فرهنگ پرهیز، و عدم اختلاط زن و مرد در بازار و خیابان باید اداره شود، که عامل سلامت نسل جوان و محیط اجتماعی است.
روزی به حضرت امیرالمومنین علی (ع) اطلاع دادند که زنان کوفه در مراکز تجاری و بازار رفت و آمد دارند، و شخصاً به خرید و فروش می پردازند، امام علی (ع) در یک سخنرانی خطاب به مردم کوفه فرمود:
أما تَستَحیُونَ وَ لا تُغارُونَ وَ نِسائُکُم یِخرُجنَ إلی الأسواقِ وَ یُزاحِمنَ العُلُوجَ

***

«آیا حیاء ندارید؟ و غیرت نمی ورزید که زن های شما به بازارها می روند و با جوانان قوی و خوش هیکل روبرو می شوند.؟» (3)

***

2- دستورالعمل روابط اجتماعی بانوان (4)

امام علی (ع) در یک دستورالعمل اخلاقی، اجتماعی، خطاب به فرزندش امام حسن (ع) نوشت:
واکفُف عَلَیهنَّ مِن أبصَارِ هِنَّ بِحِجابِکَ إیَّاهُنَّ، فَإنَّ شِدَّهَ الحِجابِ أبقی عَلَیهِنَّ، وَ لَیسَ خُروُجُهُنَّ بِأشَدَّ مِن إدخَالِکَ مَن لَا یُوثَقُ بِهِ عَلیَهِنَّ، وَ إن استَطَعتَ ألا یَعرِفنَ غَیرَکَ فَافعَل.

***

( در پرده ی حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت گیری در پوشش، عامل سلامت و استواری آنان است. بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آوری، و اگر بتوانی بگونه ای زندگی کنی که غیر تو را نشناسند چنین کن.) (5)

***

3- پرهیز در روابط زن و مرد(6)

از دیدگاه امام علی (ع) یکی از راه های سلامت جامعه، رعایت فرهنگ پرهیز و حرمت نهادن به جایگاه ارزشی زن و مرد است، که در یک سخنرانی فرمود:
فَاتَّقُوا شِرارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِن خِیَارِ هِنَّ عَلَی حَذَرٍ وَ لَا تُطِیعُو هُنَّ فِی المَعرُوفِ حَتَّی لا یَطمَعنَ فِی المُنکَرِ.

***

( پس، از زنان بد، بپرهیزید و مراقب نیکانشان باشید، در خواسته های نیکو، همواره فرمانبردارشان نباشید تا در انجام منکرات طمع ورزند.) (7)

***

ج - علی (ع) همسر نمونه

رسول گرامی اسلام (ص)، پس از عروسی حضرت زهرا (س) به منزل دخترش رفت و پرسید:
کَیفَ رَأیتَ زَوجک؟
(دخترم شوهرت را چگونه دیدی؟)

***

حضرت زهرا (ع) پاسخ داد:
«یا اَبَهِ خَیرُ زَوجٍ»
(خوب شوهری است) (8)



پی نوشت ها :

1- جامع السعادات ج 2 ص 140
2- مستدرک الوسائل ج 13 ص 48 -و- بحار الانوار ج 43 ص 81 و 31 -و- وسائل الشیعه ج 14 ص 123 -و- قرب الاسناد ص 25 -و- لئالی الاخبار ج 1 ص 83
3- محجّه البیضاء، ج 3 ص 104.
4- نامه ی 31/ 116 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
5- نامه ی 31 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
6- خطبه ی 80 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
7- خطبه ی 80 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
8- بحار الانوار ج 43 ص 133 -و - شرح ابن ابی الحدید ج 3 ص 257 -و- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 356 -و- کنز المعال ج 13 ص 108 -و- مختصر تاریخ دمشق ج 17 ص 136



:: مرتبط با: کلام امیر بیان , اسلام شناسی ,
:: برچسب‌ها: همسرداری , امیرالمومنین علی , سیره , اخلاق ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : چهارشنبه 20 مرداد 1395
زمان : 06:30 ب.ظ
سیره امیر المومنین علی علیه السلام در مورد تربیت فرزندان
نظرات |

 

امیرالمؤمنین علیه السلام باتمام مسوولیت ها و درگیری هایی که دربیرون از خانواده داشتند و دائما درجنگ ها چه در زمان پیامبر و چه دردوران خلافت خود شرکت داشتند و کمتر امکان رسیدگی مداوم به خانواده داشتند، اما زمانی که درخانه حضور داشتند از لطف و تربیت پدارنه خود دریغ نمی کردند، ایشان به طرق مختلف با فرزندان کوچک وبزرگ خود ارتباط برقرار می کردند، و چنانچه در کودکی به آنها درس توحید می آموختند در بزرگی نیز با نامه های سیاسی واخلاقی خود حق پدری را برای آنها به جا می آوردند، درادامه بخشی از سیره عملی و گفتاری حضرت درباره ارتباط پدر با فرزندان ذکر خواهد شد. نامه 31 نهج البلاغه که راهکارهای تربیتی حضرت علی(ع) به فرزند بزرگوارش امام حسن(ع) است، نمونه ای آشکار از دغدغه آن حضرت درباره تربیت فرزند خویش است. آن حضرت به دلیل دغدغه فراوان خویش دراین باره، این نامه را در حال بازگشت از جنگ صفین در میانه راه نوشته است. ایشان به تأخیر انداختن بیان توصیه های تربیتی خویش به امام حسن(ع) را پس از رسیدن به خانه، نوعی از دست دادن فرصت و سهل انگاری در تربیت دانسته است. از این رو، در راه نامه ای را نگاشته و آن را پیش از بازگشت به خانه، برای فرزندش امام حسن(ع) فرستاده است. آری آن که می خواهد فرزندش نیکو ساخته شود، باید همیشه در صحنه تربیت حاضر باشد. و این هشداری است که باید به والدین گفت که اگر امروز به فرزندان خویش نرسیم، چه بسا امکان رسیدگی به طفل در فردا دیر خواهد شد.
 
حضرت علی فرمود: حق فرزند بر پدر آن است که نامش را نیکو انتخاب کند و او را به خوبی تربیت نماید و قرآن را به او تعلیم دهد . (شرح نهج البلاغه، جلد 19، ص 365)
 
پدر و مادری که به موقع به تربیت فرزند بپردازند، زحمت وهزینه کمتری را متحمل خواهند شد؛ زیرا تربیت فرزند در دوران خردسالی و نوجوانی وحتی جوانی، بسیار آسان تر از تربیت فرزند در دوران میان سالی است. پدر و مادر باید بدانند هر چه فرزندشان بزرگ شود تربیت او دشوارتر می شود؛ چرا که گذشت زمان، ریشه ویژگی های ناپسند را در دل آدمی استوارترمی سازد.آن حضرت در سخنی دراین باره، به فرزندش امام حسن(ع) می فرماید: «فبادرتک بالادب قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لبک؛ پیش از آنکه قلب تو دچار قساوت واندیشه ات سرگرم [امور بیهوده] شود، به تربیت تو پرداختم.» (نهج البلاغه، نامه 31)
 
ازگفتار ایشان است: کسی که فرزندش را ببوسد خداوند حسنه ای برای او می نویسد و کسی که فرزندش را شاد کند، خداوند در روز قیامت او را شاد گرداند. (بحار، جلد 104، ص 99)
 
وهمچنین فرمود: فرزندان خود را به طلب علم امر کنید (کنز العمال)
 
وهمچنین تأکید داشت: به فرزندان خود از دانش اهل بیت که برای آنان مفید است آموزش دهید تا مکاتب انحرافی، آنان را منحرف نسازند. (بحار، جلد 2، ص 17)
 
به عنوان نکته نهایی باید ذکر نمود که ایشان نکات بسیار ظریفی را در تربیت فرزند اجرایی می نمودند و همچنین به یاران خود متذکر می شدند، ازجمله این نکات که در جامعه امروزی با وجود شکاف بین نسلی بسیار مهم است و باید مورد توجه واقع شود توجه به مسأله فرزند زمان بودن فرزندانمان است، باید بدانیم که فرزندان ما از آن آینده هستند و آینده نیز شرایطی متفاوت با زمان حال دارد. بنابراین، باید فرزندان خویش را با توجه به رویدادها و شرایط حاکم بر آینده تربیت کنیم و آنها را مطابق با آینده پرورش دهیم. حضرت علی (ع) درحدیثی زیبا دراین باره می فرماید: «لاتقسراولادکم علی آدابکم فانهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم؛ فرزندانتان را برآداب خود تربیت نکنید؛ چرا که آنها برای [آینده و] زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.


:: مرتبط با: کلام امیر بیان , اسلام شناسی ,
:: برچسب‌ها: فرزند کودک , امام علی , سیره , تربیت , تعلیم ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : سه شنبه 19 مرداد 1395
زمان : 12:17 ب.ظ
ویژگی های عید فطر از زبان مولا
نظرات |

عید فطر,ویژگی های عید فطر,خطبه عید فطر از امام علی (ع)
امیر المؤمنین(ع) در خطبه عید فطر مى‏ فرماید:
«الا و ان المضمار الیوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغایة النار». (1)
دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روایتى از فرزند گرامیش چنین آمده است:
«مر الحسن (ع) فى یوم فطر بقوم یلعبون و یضحكون فوقف على رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فیستبقون فیه بطاعته الى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب كل العجب من ضاحك لاعب فی الیوم الذی یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و ایم الله لو كشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسى‏ء مشغول باسائته. ثم مضى‏». (2)

در این حدیث، امام حسن (ع) انجام اعمال عبادى در ماه مبارك رمضان را، تشبیه به مسابقه بین افراد نموده ‏اند و عید فطر را زمان اخذ جوایز برندگان آن مى‏ دانند.


لذا حضرت على (ع) در ویژگى‏ هاى عید فطر مى‏ فرمایند:
1- روزى كه نیكوكاران ثواب مى‏ برند.
«هذا یوم یثاب فیه المحسنون‏».

2- روزى كه گنهكاران زیان مى‏ بینند.

«و خسر فیه المبطلون‏»

 

3- شبیه‏ترین روز به روز قیامت است.
«اشبه بیوم قیامكم‏».
چون در قیامت عده‏ اى كه زیان كارند، تاسف مى‏خورند و غضبناك مى ‏گردند و عده‏اى كه نیكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى‏ شوند.


4- روز عبرت گرفتن.
«فاذكروا بخروجكم‏»
وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عید خارج مى ‏شوید، به یاد آورید زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهید شد و سوى خداى خود خواهید رفت.
«من الاجداث الى ربكم‏»
وقتى در جایگاه نماز خود مى ‏ایستید به یاد آورید زمانى را كه در محضر عدل الهى مى‏ ایستید و از شما حسابرسى مى‏ كنند.

«و اذكروا وقوفكم بین یدى ربكم‏»
وقتى از نماز به منازلتان بر مى‏ گردید به یاد آورید زمانى را كه به منازل خود در بهشت‏ خواهید رفت.
«و اذكروا منازلكم فى الجنة‏»

 

5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.
«ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم‏».

 

پی نوشت‏ها:
------------------------------------------ 
1) من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 516.

2) تحف العقول، ص 170.



:: مرتبط با: کلام امیر بیان ,
:: برچسب‌ها: امیرالمومنین , عید فطر , هلال , استهلال , سخنرانی , رمضان ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : چهارشنبه 16 تیر 1395
زمان : 08:14 ق.ظ
معرفت به نورانیت امیرالمومنین علی صلوات الله علیه
نظرات |


ابوذر غفاری ازسلمان فارسی سوال كرد معرفت امیرالمومنین «علیه السلام» به نورانیت چگونه است؟ گفت: ای جندب (لقب اباذر) بیا برویم تا ازخود آن حضرت سوال كنیم می گوید: نزد آن حضرت آمدیم و او را نیافتیم درآن جا منتظر ماندیم تا تشریف آوردند حضرت فرمود: چه باعث شده كه اینجابیایید ؟ گفتند : آمدیم تا از معرفت شما به نورانیت سوال كنیم مولا فرمودند: خوشامدید ای دوستان من كه در دین خود متعهد وپاینده هستید وكوتاهی نمی كنید ، وهر آینه دانستن این مطلب برهرمرد مومن وزن مومنه ای واجب است سپس فرمودند: ای سلمان و ای جندب ایمان كسی كامل نمی گردد تا به حقیقت و نورانیت من معرفت پیدا كند و وقتی چنین شناختی از من پیدا كرد ازكسانی می شود كه خداوند قلب اورا برای ایمان امتحان كرده وسینه اش را برای اسلام گشاده كرده وعارف آگاه شده است وكسیكه دراین گونه معرفت وشناخت كوتاهی كند او درشك وتردید باقی می ماند ای سلمان و ای جندب شناختن من به نورانیت درحقیقت شناختن خداست وشناخت خدا درحقیقت معرفت من به نورانیت است واین دین خالص است كه خدای سبحان فرموده است: ( وبندگان امر نشدند مگر به اینكه خدا را خالصانه ودرحالیكه دین خود را خالص كرده اند عبادت كنند، نماز را به پادارند وزكات را بپردازند واین دینی است كه از افراط وتفریط به دور ودر حد اعتدال است سوره بینه /5) فرموده است : امر نشدید مگر به نبوت محمد صل الله علیه وآله واین دین سهل وآسان محمدیه است بعد درتفسیر (یقیموا الصلاة ) فرمود: هركس ولایت مرا به پاداشت نماز را به پاداشته است ،وبه پاداشتن ولایت من سخت ودشوار است كه آن را تحمل نمی كند وطاقت پذیرش آن را نداردمگر فرشته مقرب یا پیغمبر مرسل ویا بنده مومنی كه خدا قلب اورا ازایمان امتحان كرده باشد پس فرشته زمانی كه مقرب نباشد وپیغمبر مرسل نباشد ومومن هنگامی كه امتحان شده نباشد نمی تواند آن رابپذیرد سلمان عرض كرد: ای امیرالمومنان ،مومن كیست وحدود ایمان چیست؟ آن رابیان فرمائید تا كاملا بشناسم فرمود: مومن امتحان شده كسی است كه درامور ولایت ما چیزی به او نمی رسد مگر اینكه خدا سینه اش را برای قبول آن باز می كند وبدون هیچگونه شك وتردیدی آن را می پذیرد . ای ابوذر ، بدان من بنده خدا وخلیفه او بر بندگان هستم ، ما را خدا قرارندهید وآنچه می خواهید درفضیلت ما بگویید وبدانید به باطن مقامات ما ونهایت آن نخواهید رسید خداوند متعال به ما كمالاتی وعنایاتی برتر ازآنچه گوینده شما وصف كند یا به قلب یكی از شما خطور كند مرحمت فرموده است ، و وقتی مارا اینگونه شناختید شما مومن هستید . سلمان گوید : عرض كردم ای برادررسول خدا ! كسی نماز را به پاداشته كه ولایت شما را بر پاداشته باشد؟ فرمود : بلی ای سلمان : شاهد آن وتصدیق این مطلب ، فرمایش خداوند است كه درقرآن می فرماید(واستعینوا بالصبر والصلاة وانها لكبیرة الا علی خاشعین سوره بقره/45) مراد ازصبر دراین آیه شریفه رسول خدا ص است ومقصود ازنماز برپاداشتن ولایت من است ... زیرا ولایت است كه تحمل آن سخت است وفقط خاشعین می توانند آن را بپذیرند وخاشعین شیعیان عارف وآگاه هستند ودر خارج می بینیم كه گروههایی مختلف از مرجئه، قدریه، خوارج ، نواصب وغیر اینها همگی به محمد ص اقرار واعتراف دارند ودرآن اختلاف ندارند وفقط درباره ولایت من است كه اختلاف كرده اند آن را اكثرا انكار نمودند وجز عده كمی نپذیرفتند كه این آیه به آن ها اشاره فرموده است... وكسیكه اقراربه ولایت من نداشته باشد اقرار او به نبوت محمد ص سودی برایش ندارد زیرا این دو فرین یكدیگرند به خاطر اینكه نبی اكرم پیغمبر است كه به سوی مردم فرستاده شده وامام وپیشوای آنهاست بعد از او علی امام وپیشوای مردم وجانشین محمد است ... اول ما محمد است ، وسط ما محمد است و آخر ما محمد است پس هركس معرفتش به من كامل باشد او بردین قیم واستوار الهی است ... حضرت فرمود: من ومحمد ص یك نور از نور خدا بودیم آنگاه خداوند این نور را امر فرمود دونصف گردد به نیمی از آن فرمود محمد باش وبه نصف دیگر آن فرمود : علی باش لذا رسول خدا ص فرمود : علی ازمن است ومن از علی ادا نمی كند از طرف من مگر علی آن هنگامی كه ابوبكر(.....) را برای برائت از مشركین به طرف مكه فرستاد جبرئیل فرود آمد وعرض كرد ای رسول خدا پروردگارت فرموده است آن را خودت یا شخصی از خودت ابلاغ كند مرا به دنبال ابوبكر (....) فرستاد تا اورا برگردانم او به رسول خدا ص عرض كرد : آیا درباره من چیزی نازل شده فرمود : نه ولی این كار را انجام نمی دهد مگر من یا علی ای سلمان و ای جندب كسیكه شایستگی ندارد دستوری را از طرف رسول خدا ص ابلاغ كند چگونه صلاحیت وامامت پیشوایی مردم را خواهد داشت؟؟؟ ای سلمان و ای جندب .... محمد سخنگو گردید ومن ساكت ودرهر زمانی یكی باید ناطق ودیگری ساكت باشد ای سلمان: محمد ص بیم دهنده گردید ومن هدایت كننده واین فرمایش خداوند است كه میفرماید : ( انما انت منذر ولكل قوم هاد سوره رعد/7) مراد ازمنذر دراین آیه رسول خدا ص ومقصود ازهادی من هستم ..... محمد ص جمع كننده گردیده ومن نشر دهنده محمد ص اختیار دار بهشت گردیده من اختیاردار دوزخ : به آن می گویم این رابگیر وآن را رها كن محمد ص لرزاندن زمین وزلزله گردید ومن اختیاردار صداهای شدید ورعد وعرّش شدم ومن صاحب لوح محفوظم وخداوند علومی كه درآن است به من الهام نموده است ... محمد ص صاحب دلالت ها وراهنمایی ها شد ومن صاحب معجزات نشانه ها وعلامات شدم محمدص خاتم انبیا گردید ومن خاتم اوصیا شدم ودرآیه مباركه (الصراط المستقیم سوره حمد/6) من مقصود از صراط المستقیم هستم ومن نبأ عظیم هستم .آن خبر مهمی كه درآن اختلاف كردند درآیه ( النبأ العظیم- الذی هم فیه المختلفون سوره نبأ/2و3) منم وكسی جز درولایت من اختلاف نكرد محمدص صاحب دعوت گردید كه مردم را به طرف خدا بخواند ومن صاحب شمشیر كه سركشان آن ها را نابود كنم محمد پیغمبر مرسل گردید ومن صاحب امر آن حضرت.... محمدص حجت وبرهان برای مردم اقامه كرد ومن حجت خدا گردیدم خداوند برای من قرارداد آنچه را كه هیچكس از اولین وآخرین ندارد حتی پیغمبران مرسل و فرشتگان مقرب از آن بی بهره اند سپس فرمود : ای سلمان و ای جندب : عرض كردند : بلی ای امیرمومنان علیه السلام فرمود: منم كه نوح را دركشتی به امر پروردگارم آرامش بخشیدم واورابه ساحل رساندم ،منم كه یونس را ازشكم ماهی به اذن خداوند خارج كردم منم كه موسی را ازدریای نیل به امر خداوندعبور دادم منم كه ابراهیم رااز آتش نجات دادم منم كه نهرها را جاری وچشمه ها را جوشان ودرخت ها را بر جا نهادم ومن عذاب یوم الظله ام (سوره شعرا/189) من ندا كننده ام از محل نزدیكی كه جن وانس آن رابشنوند منم كه هر روزصدای جبارین ومنافقین را با لغت خود آن ها می شنوم . منم خضری كه موسی را تعلیم داد ومن معلم سلیمان بن داودم من ذوالقرنین ام ومن قدرت پروردگار می باشم .... ای سلمان و ای جندب : كسیكه ازما بمیرد درحقیقت نمرده وكسیكه ازما غائب گردد درحقیقت غائب نیست و كسیكه ازما كشته شود درحقیقت كشته نیست سپس فرمود ای سلمان وای جندب عرض كردند : بلی ای امیرالمومنین علیه السلام فرمود: من فرمان روای همه مردان مومن وزنان مومنه ازگذشتگان وآیندگان هستم وبه روح عظمت تأیید شدم وبا همه این اوصاف بنده ای ازبندگان خدا هستم ما را خدا ننامید وسپس آنچه می خواهید در فضیلت ما بگویید وهرچه تلاش كنید به حقیقت آنچه كه خداوند برای ما قرار داده بلكه به یكدهم از یكدهم آن نخواهید رسید به خاطر اینكه ما نشانه های خداوراهنمایان وحجت وجانشینان وامینان وپیشوایان ازطرف او هستیم ما چهره زیبای خدا وچشم بینای او و زبان گویای او هستیم به سبب ما خداوند بندگانش را عذاب می كند وبه سبب ما پاداش می دهد ومارا ازمیان خلق خود برگزیده واختیار گردانیده وطاهر كرده واگر كسی چون وچرا كند واعتراض به گزینش پروردگار نماید به خداوند كافر گشته ومشرك است زیرا ( ازآنچه خدا انجام می دهد سوال نمیشود او مورد بازجویی قرار نمی گیرد بلكه بندگان هستند كه بازخواست می شوندسوره انبیا/23) سپس حضرت فرمودند: من به اذن پروردگارم می میرانم وزنده می كنم .به اذن او به آنچه می خورید وآنچه درخانه هایتان اندوخته می كنید خبر می دهم وآنچه را دردلهایتان پنهان می كنید می دانم وامامان دیگر از فرزندان من اینها را می دانند وهرگاه دوست داشته باشید وبخواهید چنین كاری می كنند زیرا ما همگی یك حقیقت هستیم . اول ما محمد است وسط ما محمد است وهمه ما محمد هستیم پس بین ما فرق نگذارید ، ما هرگاه بخواهیم خدا می خواهد وهرزمان نپسندیم خدا نمی پسندد بدبختی وتمام بدبختی نصیب كسی می شود كه فضایل ما وخصائص ما وآنچه را كه خدا به ما عنایت كرده انكار كند، زیرا كسیكه چنین كند درحقیقت قدرت خداوند وخواست و مشیت پروردگار را درباره ما نپذیرفته وانكار كرده است ای سلمان و ای جندب خداوند به ما برتر و والاتر وبزرگتر از همه ی اینها عطا كرده است عرض كردیم : ای امیر مومنان علیه السلام آن چیست كه بزرگتر از همه اینها است فرمود: پروردگار ما به ما اسم اعظم عطا كرده وبخشیده است كه با آن آسمان ها وزمین وبهشت وجهنم را می شكافیم ودر می نوردیم به آسمان بالا می رویم وبه زمین فرود می آییم به مغرب میرویم وبه مشرق میرویم به عرش الهی قدم گذاشته ودرپیشگاه الهی برآن می نشینیم وهر چیزی حتی آسمان ها ، زمین، خورشید، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان، جنبندگان، دریا ها، بهشت وجهنم ازما اطاعت می كنند تمام اینها را خداوند به اسم اعظمی كه به ما آموخت وبه ما اختصاص داد عطا كرده است وبا تمام این اوصاف ما می خوریم و می آشامیم ودرمیان بازار ها راه میرویم واین امور را به امر پروردگارمان انجام می دهیم وما بندگان با كرامت خداوندیم كه اورا به گفتار سبقت نمی گیریم وبه امر وفرمان او عمل می كنیم ما را معصوم وپاك قرار داد وبر بسیاری ازبندگان مومنش برتری بخشید وما می گوییم : (حمد وسپاس مخصوص خداوندی است كه ما را هدایت نموده واگر هدایت ولطف الهی نبود به آن راه نمی یافتیم سوره اعراف/43 ) و ( كافرین سزاوار عذاب شدند وعده ای عذاب درباره آنها حتمی است سوره زمر/ 71 ) وآن ها كسانی هستند كه آنچه خداوند به ما بخشش واحسان نموده قبول ندارند وانكار می كنند ای سلمان و ای جندب این است پاسخ شما كه از معرفت من به نورانیت پرسش نمودید آن را حفظ كنید ونگهدارید كه باعث رشد وكمال است وهمانا هیچ یك از شیعیان ما به حد بصیرت نمی رسد تا مرا به نورانیت بشناسد و وقتی چنین معرفتی پیدا كرد به حد بصیرت وبلوغ وكمال رسیده ودرمیان دریای از علم فرورفته ودرجه ای ازفضل وبرتری را پیموده اند وبر سری از اسرار پروردگار وگنجینه های پوشیده او آگاهی یافته اند. 



مدرك این حدیث : 


مشارق الانوار ص160 


بحار الانوار ج26ص1-7 ح1 


القطره به نقل از این دو



:: مرتبط با: کلام امیر بیان ,
:: برچسب‌ها: حدیث معرفت به نورانیت , امیرالمومنین , علی , سلمان , ابوذر ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : چهارشنبه 9 تیر 1395
زمان : 01:10 ب.ظ
وصایای امیرالمومنین به امام حسن علیهماالسلام
نظرات |

فُجَیع عقیلی گوید: حسن بن علی بن ابی طالب علیهماالسلام فرمود: چون هنگام وفات پدرم رسید شروع به وصیت نمود، فرمود: این‌ها مطالبی است که علی بن ابی طالب برادر محمد رسول خدا و پسرعمو و وصی و همدم و همراه او بدان، وصیت و سفارش نموده است. و آغاز وصیتم این است که گواهی می‌دهم معبودی جز الله نیست، و محمد فرستاده خدا و برگزیده اوست، خداوند او را با علم خود اختیار کرد، و او را برای اختیار و انتخاب خود برگزید و (گواهی می‌دهم) که خداوند مردگان را از قبرها برانگیزاند، و از مردم در مورد اعمالشان بازخواست می‌کند، و او به آنچه در سینه‌ها نهان است داناست.

ای حسن تو را - که وصی بودن تو به تنهایی کافی است - سفارش می‌کنم بدان چه رسول خدا به من سفارش فرمود:

1- پسر جان، چون زمانش (تحقق وصیت) فرا رسد در خانه بنشین، و بر خطاهایت گریه کن،( گریه و استغفار و توبه امامان معصوم علیهم‌السلام به منظور وجود گناه در آن بزرگواران نیست. بلکه فلسفه دیگری دارد که مجال ذکرش نیست.) و نباید که دنیا بزرگ‌ترین همّ و فکر تو باشد.

2- پسر جانم تو را به گزاردن نماز در وقت خود، و پرداخت زکات به اهلش در هنگام حلول وقتش، خاموشی در برابر امور تردید‌آمیز و اشتباه برانگیز، و میانه‌روی در عمل، و رعایت عدالت در خشنودی و خشم، و خوش‌رفتاری با همسایگان، و مهمان‌نوازی، و مهربانی به تهی‌دستان و رنج‌دیدگان بی‌بضاعت، و حفظ پیوند با فامیل، و دوستی و هم‌نشینی با فقرا و مساکین، و فروتنی که از برترین عبادات است، و کوتاه داشتن آرزو، و یادآوری مرگ، زهد و بی‌رغبتی به دنیا، سفارش می‌کنم که همانا تو در گرو مرگ، و هدف بلا، و مغلوب مرض و بیماری هستی.

3- تو را به ترس از خدا در نهان و آشکار سفارش می‌کنم،

4- و از شتاب در گفتار و کردار نهی می‌نمایم،

5- و چون کار آخرتی پیش آمد در انجام آن بشتاب،

6- و چون کار دنیایی پیش آمد شتاب نورز و خوب فکر کن تا به رشد و خیر خودت در آن کار برسی.

7- و از جاهایی که بودن تو در آن موجب متهم شدن توست و نیز از مجلسی که بدان گمان بد می‌رود بپرهیز که همنشین ناباب همنشین خود را دگرگون سازد.

8- پسرجانم برای خدا کار کن،

9- و از سخن ناروا دوری گزین،

10- و به کارهای پسندیده امر کن،

11- و از زشتی‌ها نهی نما،

12- و با برادران دینی در راه خدا برادری کن،

13- و نکوکار را به خاطر نیکوکاریش دوست بدار،

14- و با فاسق به جهت حفظ دین خود مدارا بنما، و او را در دل دشمن دار، و در اعمال خود از وی فاصله بگیر تا مثل او نباشی،

15- از نشستن در سر کوی و برزن بپرهیز،

16- و بحث و جدل را با کسی که عقل و دانشی ندارد رها ساز.

17- پسرجانم در زندگانی و نیز در عبادت خود راه اعتدال و میانه روی را پیش گیر،

18- و در عبادت به کاری که مداوم و مورد توان توست بپرداز،

19- و پیوسته خاموش باش تا سالم بمانی، و کردار نیکی برای خودت پیش فرست تا غنیمت بری،

20- و نیکی را یاد گیر تا آگاهی‌ یابی،

21- و در هر حال یاد خدا باش،

22- با خردسالان خانواده‌ات مهربان باش،

23- و بزرگسالانش را احترام بگذار،

24- و طعامی را مخور تا این که پیش از خوردن چیزی از آن را صدقه دهی.

25- پیوسته به روزه‌داری بپرداز که آن زکات بدن و سپر روزه‌دار (از آتش دوزخ) است،

26- و با نفس خود جهاد کن،

27- و از هم‌نشین خود در حذر باش،

28- و از دشمنت دوری گزین،

29- و بر تو باد به مجالسی که در آن‌ها یاد خدا می‌شود، و فراوان دعا کن.

30- پسرجانم راستی که چیزی از خیرخواهی و نصیحت را از تو فرو گذار ننمودم، و اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده است. تو را به برادرت محمد (ابن حنفیه) سفارش به خیر می‌کنم که او برادر و فرزند پدر تو است، و از میزان دوستی من نسبت به او، با خبری.

31- و اما برادرت حسین که او فرزند مادر توست (و نیازی به سفارش ندارد)، و بیش از این در این باره سفارش نمی‌کنم، خداوند کفیل من بر شماست، و از او می‌خواهم که شما را به صلاح آورد، و شر جفاکاران سرکش را از شما باز دارد، و صبر را پیشه سازید تا خداوند خودش زمام امر را به دست گیرد (حکومت را به دست اهلش بسپارد) و هیچ حرکت و نیرویی نیست جز به خدای برتر و بزرگ).‌(1)

 

پی‌نوشت‌:

1- امالی شیخ مفید، ص 247- 243.

 



:: مرتبط با: کلام امیر بیان ,
:: برچسب‌ها: 21رمضان , امیرالمومنین , علی , امام حسن , وصیت , شهادت ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 6 تیر 1395
زمان : 06:06 ب.ظ
- كشاورزى از دیدگاه امیر المومنین على علیه السلام
نظرات |


كشاورزان ، طبقه مهمى از طبقات جامعه و در زندگى اجتماعى ، مؤ ثّرترین آنهایند.

در روزگار امام على علیه السلام كشاورزان وسیع ترین طبقات بودند و مركز ثقل جامعه را تشكیل مى دادند، چنان كه امروز این نقش را كارگران بر عهده دارند.

در میان مشاغل گوناگون ، كشاورزى از جمله شغل هاى سخت و طاقت فرساست ، آنان در طول سال ، همه روزه در مزرعه و یا در خانه در فراهم كردن ابزار لازم كشاورزى در تلاش اند.

كار كشاورزى در گِرو مساعدت عوامل طبیعى است و در حقیقت او اسیر این عوامل است ، از این رو باید پیوسته بیدار باشد تا متناسب با شرایط محیط زیست و عوامل جغرافیائى عمل كند،

زیرا وقتى سرنوشت كار او به این عوامل و عناصر بستگى دارد نمى تواند پدیده هاى جهان طبیعت را به دلخواه در اختیار گیرد و بر آنان چیره شود، كوچكترین بى توجّهى و سستى در كار، زیان هاى سنگینى ، براى او به بار خواهد آورد.

از این رو امام على علیه السلام در حمایت از كشاورزى مى فرماید: فَإِن شَكَوا ثِقَلا اءَو عِلَّةً، اءَو انقِطَاعَ شِربٍ اءَو بَالَّةٍ، اءَو إِحَالَةَ اءَرضٍ اغتَمَرَهَا غَرَقٌ، اءَو اءَجحَفَ بِهَا عَطَشٌ، خَفَّفتَ عَنهُم بِمَا تَرجُو اءَن یَصلُحَ بِهِ اءَمرُهُم ؛

وَلاَ یَثقُلَنَّ عَلَیكَ شَى ءٌ خَفَّفتَ بِهِ المَؤُونَةَ عَنهُم ، فَإِنَّهُ ذُخرٌ یَعُودُونَ بِهِ عَلَیكَ فِى عِمَارَةِ بِلاَدِكَ، وَتَزیِینِ وِلاَیَتِكَ، مَعَ استِجلاَبِكَ حُسنَ ثَنَائِهِم ، وَتَبَجُّحِكَ بِاستِفَاضَةِ العَدلِ فِیهِم ،

(پس اگر مردم شكایت كردند، از سنگینى مالیات ، یا آفت زدگى ، یا خشك شدن آب چشمه ها، یا كمى باران ، یا خراب شدن زمین در سیلاب ها، یا خشكسالى ، در گرفتن مالیات به میزانى تخفیف بده تا امورشان سامان گیرد، و هرگز تخفیف دادن در خراج تو را نگران نسازد زیرا آن ، اندوخته اى است كه در آبادانى شهرهاى تو، و آراستن ولایت هاى تو نقش دارد، و رعیّت تو را مى ستایند، و تو از گسترش عدالت میان مردم خشنود خواهى شد.)

امام على علیه السلام به كشاورزى ، و كار و تولید و سازندگى بسیار علاقمند بود و سالیانى از عمر شریف خود را به این شغل شریف گذراند، در دوران بیست و پنج سالى كه حقّ او را غصب كردند، در مزارع و كشتزارها به تولید محصول و آبادانى زمین و حفر چاه براى نیازمندان اشتغال داشت .

در كتاب هاى روایى معتبر، احادیث زیادى از سیره امام على علیه السلام در تشویق به كشاورزى و درختكارى وارد شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى كنیم :

* پنج راه کسب معاش

  امام على علیه السلام در حدیثى طولانى مى فرماید:

اِنَّ مَعَایِشَ الخَلقَ خَمسَةٌ :

اَلامَارَةِ وَ الْعَمَارَةِ وَ التِّجَارَةِ وَ الاجَارَةِ وَ الصَّدَقَاتِ ...

وَ اَمَّا وَجهُ العَمَارَةِ فَقُولُهُ تَعَالى :

(هُوَ اءنشَاءَكُم مِنَ الارْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فی هَا)

فَاءَعلَمنَا سُبحَانَهُ اَنَّهُ قَد اَمَرَهُم بِالعَمَارَةِ، لِیَكُونَ ذلِكَ سَبَبا لِمَعَایِشِهِم بِمَا یَخرُجُ مِنَ الارْضِ مِنَ الْحَبِّ وَ الَّثمَرَاتِ وَ مَا شَاكَلَ ذلِكَ مِمَّا جَعَلَهُ اللّهُ مَعَایِشا لِلخَلقِ

(مردم معاش خود را از چند راه تاءمین مى كنند:

پُست هاى دولتى ، كارهاى عُمرانى و كشاورزى ، تجارت ، اجاره و صدقات ...

امّا كشاورزى ، خداوند متعال مى فرماید : اوست كه شما را پدید آورد و به عمران و آبادى دعوت كرده است .

خداوند متعال از آن رو انسان ها را به عمران و آبادانى زمین امر كرده است ، تا بهترین راه كه كشاورزى است و محصولات آن از قبیل غلاّت ، حبوبات و میوه ها است ، تاءمین معاش نماید.

  امام صادق علیه السلام فرموده است : كانَ امیرُالمُؤ مِنینَ علیه السلام یَكتُبُ یُوصِى بِفَلا حی نَ خَیرا...

(امیرالمؤ منین علیه السلام همیشه به عمال و كارمندانش سفارش كشاورزان را مى نمود...

  امام على علیه السلام به حفر قنات ، اهتمامى خاص داشت تا بدین وسیله ، سرزمین ها آباد شود.

امام صادق علیه السلام مى فرماید : (پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله زمینى از (انفال ) را در اختیار على علیه السلام گذاشت و آن حضرت در آن جا قناتى حفر كرد كه آب آن ، همچون خون گردن شتر فوّاره مى زد، امام علیه السلام نام آنجا را (یَنبُع ) نهاد.

آب فراوان این قنات ، مایه نشاط و روشنى چشم اهالى آنجا شد وقتى فردى از آنان به على علیه السلام به جهت توفیق این خدمت ، بشارت داد. حضرت در پاسخ فرمود : این قنات وقف زائران خانه خدا و رهگذرانى است كه از اینجا مى گذرند، كسى حق فروش آب آن را ندارد و فرزندانم هم هرگز آن را به میراث نمى برند.

 * امام على علیه السلام و حقوق كارگران

یكى از مسائل مهم در اقتصاد دیروز و امروز جهان ، مسئله كار و كارگرى است ،

امام على علیه السلام در موارد متعدّدى به این دو مهمّ توجّه كرده و مسائل را گوشزد فرموده اند، كه ما فقط به یك نمونه از سفارش هاى ایشان اشاره مى كنیم .

شیخ طوسى با اسناد خود نقل مى كند : مَرَّ شَیخٌ مَكفُوفٌ یُسئَلُ، فَقَالَ اءمی رالمؤ منی ن علیه السلام : مَا هذا ؟

قالُوا : یَا امی رالمُؤ مِنین ، نَصرَانِىُّ.

فقالَ امیرالمؤ منین صلى الله علیه و آله : اِستَعمَلتُمُوهُ فَاِذَا كَبُرَ وَ عَجَزَ مَنعتُمُوهُ ؟ اَنفِقُوا عَلَیهِ مِن بَیتِ المَالِ

 پیرمردى نابینا مى گذشت و از مردم سئوال (گدائى ) مى كرد، امیرالمؤ منین فرمود : این چیست ؟ (گدائى یعنى چه ؟)

گفتند : یا امیرالمؤ منین ! مردى است مسیحى . فرمود : این مرد را در جوانى به كار وادار كرده اید، (یعنى جوانى اش را در كار سپرى كرده است )، اكنون كه پیر شده و ناتوان گشته است ، از معاش محرومش ساخته اید!

هزینه زندگى او را از بیت المال بپردازید.

این فرمایش امام على علیه السلام در واقع حكم اسلامى درباره كارگران است كه اگر ناتوان شدند، نباید از معیشت ساقط شوند بلكه باید از بیت المال تاءمین گردند.

این نمونه اى از توجّه عمیق امام علیه السلام به حقوق كارگران است كه در 1400 سال پیش بیان شده است .

اندیشمندان و متفكران برجسته جهان به سخنان امام على علیه السلام در همه زمینه ها با تعجّب و شگفتى نگریسته اند و او را انسانى توصیف كرده اند كه هزاران سال جلوتر از زمان خویش زندگى مى كرده است .

دنیاى متمدّن امروز شاید حدود یك قرن است كه به مسئله (حقوق كارگر) به اجبار تن داده است ، امّا امام على علیه السلام قرن ها پیش از حقوق كار و كارگر سخن گفته است .

اصبغ بن نباته مى گوید :

شنیدم على علیه السلام بالاى منبر مى فرمود :

یَا مَعشَرَ التُّجَّار! اَلفِقهَ ثُمَّ المَتجَر، اَلفِقهَ ثُمَّ المَتجَر.

وَاللّهِ لِلرِّبَا فى هذِهِ الاُْمَّةِ اءَخْفى مِنْ ذَبی بِ الَّنمْلِ عَلَى الصَّفَاءِ، شوُبوُا اَیْمَانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ،

التَّاجِرُ فَاجِرٌ وَ الفَاجِرُ فى النَّارِ، اِلا مَن اءخَذَ الحَقَّ وَ اَعطَى الحَقَّ

(اى جماعت بازرگانان ! نخست فقه آنگاه تجارت ، نخست فقه آنگاه تجارت ، به خدا سوگند! ربا در این امّت ، مخفى تر از راه رفتن مورچه بر روى تخته سنگ هاى بزرگ است .



:: مرتبط با: کلام امیر بیان , اسلام شناسی ,
:: برچسب‌ها: کشاورزی , کارگر , امام علی , تجارت , معاش , حقوق ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 30 خرداد 1395
زمان : 12:01 ب.ظ
آنچه جبران نشود!
نظرات |


فرصتها

امام علی (علیه السلام) در یکی از حکمت های نهج البلاغه فرمود: «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» «فرصت مانند ابر از افق زندگی می گذرد، مواقعی كه فرصت های خیری پیش می آید غنیمت بشمارید و از آن ها استفاده كنید».
نكات تشبیه گذر وقت به گذر ابر در کلام مولا علی علیه السلام اینگونه بنظر میرسد:
1- همانگونه كه ابرها را اگر یك لحظه نگاه كنی ثابت می بینی ولی در عرض چند دقیقه شكل آن عوض می شود فرصت ها هم قابل دسترس به نظر می آیند و انسان بی خیال از آنها میگذرد و تا به خود آید از دست می رود.
2- همانگونه که هر ابری برای وضعیتی مناسب است یكی برای باران یكی برای رعد و برق و یكی فقط سایه دارد هر فرصت هم برای كاری مناسب كه همان كار باید انجام شود.
3- همانگونه كه ممكن است یك ابر برود و روزها آسمان بدون ابر باشد موقعیت و فرصت هم ممكن است چون از دست برود مدتهای زیادی طول بكشد تا آن موقعیت دوباره مهیا شود و شاید همان موقعیت با همان مزیت ها دیگر تکرار نشود!
عوامل از دست دادن فرصت ها!
برخی از عواملی كه باعث می شود، انسان نتواند بخوبی از فرصتها بهره برداری كند، عبارت است از:
كسالت و تنبلی: كسالت و تنبلی، نوعی بیماری است كه چون خوره، دین و دنیای انسان را نابود می سازد. از این رو اسلام آن را نكوهش كرده و پیروان خود را، از دچار شدن به آن برحذر می دارد.
كار امروز به فردا وانهادن: تاخیر انداختن كارها و كار امروز را به فردا وانهادن از جمله آفت های از دست دادن فرصتها محسوب می شود. در روایات اسلامی، از این موضوع با عنوان (تسویف) یاد شده است. امیر مؤمنان علیه السلام در نامه ای به یكی از یارانش می نویسد: «فتدارَكْ ما بقِی مِنْ عُمْرِكَ وَلا تَقُلْ غَداً وَبَعْدَ غَدٍ فَاِنَّما هَلَكَ مَنْ كانَ قَبْلَكَ بِاِقامَتِهِمْ عَلَی الاْمانِی وَالتَّسْویفِ حَتّی اَتاهُمْ اَمْرُاللّهِ بَغْتَه وَهُمْ غافِلُونَ» «باقیمانده عمرت را تدارك كن و نگو فردا و پس فردا. همانا پیش از تو، كسانی هلاك شدند كه روی آرزوها و تأخیر انداختن كارها ایستادند، تا ناگهان امر خدا فرا رسید درحالی كه آنان، غافل بودند.»
بهترین بهره وری از فرصت ها!

با نگاهی به آموزه های پیشوایان دین بهترین بهره وری از وقت در این ها خلاصه میشود:
- بندگی خدا 
- اشتغال به کار آخرت
- حسابرسی نفس
- پرداختن به کارهای مهم

 امام علی (علیه السلام) در تفسیر آیه ی شریفه «لا تنس نصیبک من الدنیا» (سوره ی قصص، آیه 77) می فرماید: «لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک ان تطلب بها الآخره.» «فراموش نکن که با بهره گیری از سلامتی و نیرو و فراغت و جوانی و شادابی ات، آخرت را به دست می آوری» و در دعایی بیان می کنند: «اللهم! فرغنی لما خلقتنی له و لا تشغلنی بما تکلفت لی به، و لا تحرمنی و انا أسألک، و لا تعذبنی و أنا استغفرک» «خداوندا! برای رسیدن به هدفی که مرا برای آن خلق نمودی، به من فرصت بده و مرا فقط به تکالیفی که امر کرده ای مشغول مفرما. محرومم نساز، و حال آن که من خواهان توام. و کیفرم مده؛ در حالی که عذرخواه درگاهت هستم.»



:: مرتبط با: کلام امیر بیان ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : سه شنبه 18 خرداد 1395
زمان : 06:12 ب.ظ
سب و لعن در کلام مولا امیرمومنان علی علیه السلام
نظرات |


نمونه ای از سب و لعن در کلام مولا را می توان در خطبه 19 نهج البلاغه  اشاره داشت ، حضرت در این خطبه خطاب به اشعث بن قیس که از سران منافقان محسوب می شد می فرمایند :


آنگاه كه امام بر منبر كوفه خطبه ایراد می‏فرمود، «اشعث بن قیس» بر خطبه حضرت به اعتراض عرضه داشت: «ای امیر مؤمنان، این سخن بر ضّد تو است نه بر نفعت». حضرت نگاه معنی داری بدو كرد و چنین فرمود:

تو چه می‏فهمی چه چیز به ضرر یا به سود من است نفرین خدا و نفرین كنندگان بر تو باد، دروغ باف پسر دروغ باف، منافق كافر زاده در بی‏عقلی تو همین بس كه دو بار اسیر شدی: یك بار در حال كفر، و دیگر بار در اسلام. مال و تبارت هم موجب نجات تو نشد. آری، آن كس كه برای دشمن جاسوسی كند و خاندان خویش را به كشتن دهد، سزاوار خشم و دشمنی نزدیكان، و بی‏ اعتمادی غریبگان خواهد بود.


:: مرتبط با: شبهات , کلام امیر بیان ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : جمعه 23 بهمن 1394
زمان : 02:05 ب.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.