تبلیغات
ساقی لاهوتیان - مطالب ابر شیعه

رهیافتی به سوی معارف علوی

پاسخ جالب عالم سنی به شیخ بهایی
نظرات |


محمد بن حسین بن عبدالصمد معروف به «شیخ بهایی» از علمای معروف و از مفاخر جهان تشیع در قرن دهم و یازدهم هجری است که به سال 1301 ه. ق از دنیا رفت و قبرش در مشهد در جوار مرقد شریف حضرت رضا علیه‏السلام است.


او در یکی از سفرهای خود، با یکی از علمای اهل تسنن ملاقات نمود، و خود را در مقابل او، در ظاهر شافعی وانمود کرد.

آن دانشمند اهل سنت که از علمای شافعی بود، وقتی که دانست شیخ بهایی، شافعی است، و از مرکز تشیع (ایران) آمده، به او گفت: «آیا شیعه برای اثبات مطلوب و ادعای خود، شاهد و دلیل دارد؟».

شیخ بهایی: من گاهی در ایران با آنها روبرو شده‏ام می‏بینم آنها برای ادعای خود شواهد محکمی دارند.

دانشمند شافعی: اگر ممکن است یکی از آنها را نقل کنید.

شیخ بهایی: مثلا می‏گویند: در صحیح بخاری (که از کتب معتبر اهل سنت است) آمده، پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود:

فاطمه بضعه منی من آذاها فقد آذانی و من اغضبها فقد اغضبنی:

«فاطمه علیهاالسلام پاره‏ی تن من است، کسی که او را آزار دهد، مرا

آزار داده، و کسی که او را خشمگین نماید مرا خشمگین نموده است» [1] .

و در چهار ورق دیگر در همان کتاب است:

و خرجت فاطمه من الدنیا و هی غاضبه علیهما:

«و فاطمه وفات کرد در حالی که نسبت به ابوبکر و عمر، خشمگین بود» [2] .

جمع این دو روایت و پاسخ به این سؤال طبق مبنای اهل سنت چگونه است؟

دانشمند شافعی در فکر فرورفت (که با توجه به این دو روایت، نتیجه این است که آن دو نفر، عادل نبودند پس لایق مقام رهبری نیستند) پس از ساعتی تأمل گفت: گاهی شیعیان دروغ می‏گویند، ممکن است این هم از دروغهای آنها باشد، به من مهلت بده امشب به کتاب «صحیح بخاری» مراجع کنم، و صدق و کذب دو روایت فوق را دریابم، و در صورت صدق، پاسخی برای سؤال فوق پیدا کنم.

شیخ بهایی می‏گوید: فردای آن روز، آن دانشمند شافعی را دیدم و گفتم: «مطالعه و بررسی تو به کجا رسید؟!».

او گفت: همانگونه که گفتم؛ شیعه ‏ها دروغ می‏گویند، زیرا من صحیح بخاری را دیدم هر دو روایت فوق در آن مذکور است، ولی

بین نقل این دو روایت، بیش از پنج ورق فاصله است، در حالی که شیعه می‏گفت: چهار ورق فاصله است!! [3] .

براستی عجب پاسخی؟ و شگفت مغلطه‏ای، منظور وجود این دو روایت در آن کتاب است، خواه بین نقل آن دو روایت، پنج ورق فاصله باشد یا پنجاه ورق، چه فرقی می‏کند؟!



[1] صحیح بخاری، ط دارالجیل بیروت، ج 7، ص 47. 

[2]  صحیح بخاری، ج 9، ص 185- و مدارک دیگر در کتاب «فضائل الخمسه من الصحاح السته»، ج 3، ص 190. 

[3] روضات الجنات (شرح حال شیخ بهاءالدین عاملی


:: مرتبط با: شبهات , برائت ,
:: برچسب‌ها: شیخ بهایی , مناظره , اهل تسنن , مصر , فاطمه الزهرا , ولایت , شیعه ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 20 شهریور 1395
زمان : 12:17 ب.ظ
محب او به آتش تنش نمی سوزد...
نظرات |

سید مرتضی در عیون معجزات با استناد از عمار بن یاسر روایت کرده است:

روزی امیرالمومنین علی علیه السلام در دارالقضا قضاوت می کردند، در همان حال مردی از شیعیان که نامش صفوان بن اکحل بود بلند شد و عرض کرد: مولایم من از شیعیان شما هستم ولی گنهکارم و می خواهم گناهم پاک شود. امام فرمودند: مرا از بزرگ ترین گناهت با خبر کن. عرض کرد: بزرگ ترین گناهم ارتباط با کودکان است. امیرالمومنین علی علیه السلام به او فرمودند: یکی از این سه مورد را انتخاب کن تا پاک شوی، یک ضربه با ذوالفقار به تو بزنم یا دیوار را بر رویت خراب کنم یا تو را دست و پا بسته زنده در آتش بسوزانم؟ این سه چیز جزای کسی است که این کار را انجام داده است. پس او گفت: ای مولای من! سخت ترین آنها چیست؟ امام فرمودند: سخت ترین آنها این است که تو را زنده با دست و پای بسته در آتش بیندازم. پس گفت: همین کار را انجام دهید.

آنگاه حضرت به من فرمودند: ای عمار! برو هزار نی جمع کن تا فردا این شخص را بسوزانیم. سپس به من فرمودند: برو در کوفه صدا بزن و بگو ای مردم کوفه از خانه هایتان بیرون بیایید و ببینید که چطور علی مردی از شیعیان خود را در آتش می سوزاند. عمار می گوید: اهل کوفه می گفتند: شیعیان و دوستان امیرالمومنین علی علیه السلام در آتش نمی سوزند زیرا آتش بر آنها حرام است. چطور ممکن است علی شیعه خود را در آتش بسوزاند؟

روز بعد فرا رسید و امیرالمومنین علی علیه السلام در وسط شهر نی ها را روی آن مرد ریختند و آتشی به او دادند و فرمودند: این را بگیر و خود را بسوزان، اگر از شیعیان ما باشی در آتش نمی سوزی و اگر نباشی هیچ چیز جز خاکستر از تو باقی نخواهد ماند. عمار می گوید: آن مرد در جلوی دیدگان اهل کوفه خود را آتش زد و نی ها می سوختند و شعله های آتش زبانه می کشید وقتی آتش خاموش شد، آن مرد در حالیکه لباس سفید پوشیده بود و حتی دود آتش به آن اثر نکرده بود خارج شد. سپس امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: همانا من تقسیم کننده بهشت و آتش هستم، زیرا وقتی قیامت برپا می شود به آتش می گویم: این مال توست پس او در بر گیر و این مال من است پس به اراده پروردگارم همه را بین آتش و بهشت تقسیم خواهم کرد.

(مدینةالمعاجز - ص37 - معجزه 70 )


یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی ... ـــــشهریار 


:: مرتبط با: عاشقانه های یکشنبه ای ,
:: برچسب‌ها: معجزه , امیر المومنین علی , کوفه , شیعه , آتش ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1395
زمان : 11:50 ق.ظ
شریح قاضی کیست؟
نظرات | ادامه مطلب

قاضی معروف کوفه، وابسته به دربار اموی بود. شریح بن حارث، در اصل یمنی بود و در زمان عمر به قضاوت کوفه منصوب شد و مدت 60 سال این شغل را داشت و برای تصاحب این منصب از ناحق جلوه دادن هیچ حقی رویگردان نبود

خبرگزاری فارس: شریح قاضی کیست؟



:: مرتبط با: تاریخ تحلیلی , عاشورا پژوهی ,
:: برچسب‌ها: شریح , قاضی , کربلا , کوفه , امام حسین , شیعه , شیعیان ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : پنجشنبه 8 آبان 1393
زمان : 11:18 ق.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.