تبلیغات
ساقی لاهوتیان - مطالب ابر Moharam95

رهیافتی به سوی معارف علوی

اربعین نزدیک است ...
نظرات |

این روزها 

بوی  چای شیرین عراقی ها  ...

مثل پیراهن یوسف شده است ...

و همه یعقوب اند ...

کربلا و کنعان ... چه بهم نزدیکند ...

و همه آماده رفتن شده اند ...

عمود ها همه در یک صف ...

به انتظار ایستاده اند ...

تا که  از راه بیایی ...

نفسی تازه کنی ...

پیرمردی در راه ...

هر چه دارد ، همه را آورده ...

و تو را میخواند ...

هلبیکم ... هلبیکم ... گویان 

عشق را به حضور  آورده ...

اربعین نزدیک است ...

کاش امسال بخواند ارباب ...












:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395
زمان : 10:25 ق.ظ
ماجرای شهادت کلیّه در عالم ذرّ
نظرات | ادامه مطلب

آنچه می خوانید یر گرفته شده از کتاب تذکرةالشهداجلد اول تالیف آیةالله علامه ملاحبیب الله شریف کاشانی است امیدواریم از خواندن این ماجرا لذت ببرید و وبه عالم فخر دوچندان بفروشید که آقایی مثل ارباب حسین بن علی علیه السلام دارید .

این مطلب برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود . 

امام محمد تقی علیه السلام روایت می کند : )در عالم ذر( از جانب خدا به همه خلق ،اولین وآخرین ندا شد که : بدانید وآگاه باشید که امتی را بهتر از امت محمدص خلق نفرموده ام ، ولکن این امت مرحومه ، معصیت ما خواهند کرد به حدی که مستحق عذاب جهنم خواهند گردید.آیا در میان این خلق کسی هست که این عاصیان را از ما بخرد وآنها را در قیامت شفاعت نماید تا به جهنم نروند ؟

ودر بعضی کتب است که چون محمد وآل محمد علیهم السلام در اجابت ندای حق برهمه خلق سبقت گرفتند ، نور الهی فروگرفت همه ذرات وجودشان را ،و درخشنده شد این نور در غیب و شهودشان .پس خداوند تکلیف نمود تمام خلق را به اینکه تصدیق نمایند به جلالت و بزرگی ایشان .پس قابلیّات خبیثه ،چون این مقام و مرتبه را برای آل محمد علیهم السلام مشاهده کردند ، حسد برآنها بردندو عداوت آنها دردل گرفتند.

کما قال الباقر علیه السلام فی قوله تعای :«ام یحسدون الناس علی ما اتاهم الله من فضله »نحن و الله الناس المحسودون.

پس در آ حال به واسطه این حسد و عداوت ، ظلمت متراک شد وآن عالم رافرو گرفت .پس ندا کرد منادی حق که :آیا کسی که متصدی شود و این ظلمت را بر طرف نماید؛ نه به قهر و غلبه ، بلکه به مظلومیت و مقهوریِّت ؛ یعنی شهادت کلیّه.

عرض کردند : بارالها !شهادت کلیّه چیست؟

. 



:: مرتبط با: عاشورا پژوهی ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : دوشنبه 19 مهر 1395
زمان : 06:04 ب.ظ
برادر
نظرات |

"اِرکَب بِنَفسِی اَنت یا اَخِی" به همه ثابت کرد ...
عباسی تر از حسین به عالم نیست ...




:: مرتبط با: عاشورا پژوهی ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 , تاسوعا , ابوالفضل العباس ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : دوشنبه 19 مهر 1395
زمان : 05:49 ب.ظ
لطمه زنی در عزای سید الشهدا علیه السلام
نظرات |

قال الصادق علیه السلام :

 ولقد شققن الجیوب و لطمن الخدود الفاطمیات علی الحسین بن علی علیه السلام و علی مثله تلطم الخدود وتشق الجیوب.

امام صادق علیه السلام میفرمایند:همانا گریبان دریدند وبر گونه ها لطمه زدند فاطمیات(دختران زهرا علیها السلام)بر حسین بن علی علیه السلام وبر مثل چنین بزرگمردی باید لطمه زد و گریبان درید. (تهذیب الاحکام جلد ۸ صفحه ۳۲۵ و بحار الانوار ج82 ص 106 و عوالی اللالی ج3 ص 409)

دلیل بر جواز لطمه زدن علاوه بر حدیث بالا فرموده حضرت بقیه الله (عج) است که در زیارت معروفه از حال زن های معظمات فاطمیات و مجللات علویات حکایتی فرموده : ((لاطمات الوجوه)) بحار الانوار ج101 ص 322 و نیز در همان زیارت فرمودند: (( و اقیمت لک الماتم فی علیین و لطمت علیک الحور عین)) بحار الانوار ج 98 ص 322

 فى زیارة الناحیة:فَلَمَّا رَأَیْنَ النِّسَاءُ جَوَادَکَ مَخْزِیّاً وَ أَبْصَرْنَ سَرْجَکَ مَلْوِیّاً بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ لِلشُّعُورِ نَاشِرَاتٍ وَ لِلْخُدُودِ لَاطِمَاتٍ وَ لِلْوُجُوهِ سَافِرَاتٍ وَ بِالْعَوِیلِ دَاعِیَات 
ترجمه محتوایی:وقتی که زنان آل الله اسب امام حسین علیه السلام را دیدند در حالیکه زین واژگون بود از خیمه ها بیرون دویدند در حالیکه به سر و صورت میزدند...

 واقیمت لک الماتم فی علیین و لطمت علیک الحورعین

 ومجالس ماتم برای تو در عالم ملکوت بر پا شد پریان بهشتی در عزای تو بر سر و صورت زدند

  زیارت ناحیه از لسان مقدس امام زمان(عج)و بحار الانوار ج۹۸ ص ۳۲۲


و مورد تایید است فرمایش جناب سکینه خاتون(س)،خواب خود را که دیده بود و آن را برای یزید پلید نقل نمود . از جمله آن حکایتلطمه زدن حضرت زهرا (سلام علیها) بوده که : ((فلطمت علی وجهها و نادت وا ولداه )) لهوف ص198 بحار الانوار ج 45 ص 147


       



:: مرتبط با: عاشورا پژوهی ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : دوشنبه 19 مهر 1395
زمان : 11:41 ق.ظ
فرق پسر و پدر
نظرات |

فرق پسر و پدر در  "سین" و "دال" است ...
سین یعنی سر
دال یعنی دامان 
یعنی 
"سر" پسر بروی "دامان" پدر 
و گواه سخنم ...
"سر" اکبر بروی "دامان" حسین است ...



:: مرتبط با: کشکول ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 18 مهر 1395
زمان : 07:00 ب.ظ
كوچكترین پیمبر
نظرات |


با جبرئیلِ نیزه به معراج رفته ای*

كوچكترین پیمبرم اعجاز كرده ای

این روزها برای خودت اكبری شدی ...

*شاعر علیرضا شریف 



:: مرتبط با: عاشورا پژوهی ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 18 مهر 1395
زمان : 05:11 ب.ظ
دو کلیپ عاشورایی - شیخ علی زند قزوینی
نظرات |

[http://www.aparat.com/v/Ln3ul]

[http://www.aparat.com/v/L6ygD]


:: مرتبط با: عاشورا پژوهی ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : یکشنبه 18 مهر 1395
زمان : 11:20 ق.ظ
جزع و بی تابی در عزای سید الشهداء علیه السلام
نظرات |

مشتقات جزع در قرآن دو مرتبه به کار رفته است:

«…سَواءٌ عَلَیْنا أَجَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِیصٍ»[۱]

«… اکنون هر چه جزع کنیم و یا صبر و تحمل یکسان است و هیچ کداممان را از عذاب گریزگاهی نیست.»

«إذا مَسَّه الشرّ جَزُوعاً»[۲]

«و چون شری (به انسان رسد) ناله زند.»

احادیث بسیار زیادی نیز در مورد جزع بر حضرت سیدالشهداء علیه السّلام وارد شده است از جمله امام محمّد باقر علیه السّلام در ضمن حدیث طویلی می فرمایند:

«…ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمره من فی داره ممن لا یتقیه بالبکاء علیه و یقیم فی داره المصیبه بإظهار الجزععلیه و لیعز بعضهم بعضاً بمصابهم بالحسین…»[۳]

«…سپس باید بر امام حسین علیه السّلام ندبه و گریه کند و اهل خانه اش را به گریه بر او امر کند و مجلس مصیبت را با آشکار نمودن جزع بر آن بزرگواران در خانه اش بر پا کند. و اهل مجلس همدیگر را در مصیبت امام حسین علیه السّلام تعزیت و تسلیت بگویند…»

اما منظور از «جزع» که در این روایت و روایات زیاد دیگر وارد شده است، چیست؟

جزع، مراتب مختلفی دارد که از فریاد و زاری و دست از غذا خوردن شروع می شود تا بر سر و سینه و کندن مو و محاسن و… . به عنوان نمونه روایت ذیل معنای جزع را اینگونه تبیین می کند. جابر از امام محمد باقر علیه السّلام نقل می کند که عرض کردم:

«… ما الجزع؟ قال: أشد الجزع الصراخ بالعویل و لطم الوجه والصدر و جز الشعر من النواصی و من أقام النوائحه فقد ترک الصبر…»[۴]

«…جزع چیست؟ فرمودند: شدیدترین نوع جزع، فریاد با صدای بلند گریستن و شیون زدن و بر صورت و سینه زدن و کندن مو از بالای پیشانی است و کسی که اقامه کند گلایه ها را پس به تحقیق صبر را ترک کرده است.»

در روایتی که در مورد امام زین العابدین علیه السّلام که تعیبر «فکادت نفسی أن تخرج» وارد شده است معنای جزع را تا مرتبۀ جان دادن نیز توسعه داده است و آن موقعی است که اسرا را از قتلگاه عبور می داده اند و چیزی نمانده بوده تا جان از سینۀ امام سجّاد علیه السّلام مفارقت کند و در جواب عمه جانشان حضرت زینب سلام الله علیها، می فرمایند: «کیف لا أجزع و أهلع»[۵] «چگونه جزع نکنم و بی قرار نباشم.» طبق این روایت جزع تا مرتبۀ جان دادن نیز می باشد. زیرا «کاد» از افعال مقاربه است و اگر بر سر فعلی بیاید او را بسیار قریب الوقوع می کند. لذا معنای کادت نفسی ان تخرج چنین می شود که: هیچ نمانده بود که من جان بدهم.

در کتاب لغت جزع چنین معنا شده است:

«جزع: قال الله تعالى: إِذا مَسَّه الشرُّ جَزُوعاً و إِذا مسه الخیْرُ مَنُوعاً، الجَزُوع: ضد الصَّبُورِ على الشرِّ، و الجَزَعُ نَقِیضُ الصَّبْرِ (لا صبر)»[۶]

آنچه که از آیات و روایات و کتب لغت برمی آید اینکه: جزع، مطلق «ضد صبر» می باشد و آنچه مهم تر است اینکه همۀ اهل لغت جزع را «نقیض صبر» معنا کرده اند و نه تنها ضد صبر. لذا رابطۀ جزع با صبر از نوع نقیضین است یعنی «لا یجتمعان و لا یرتفعان» «صبر و جزع نه با یکدیگر جمع می شوند و نه همزمان با یکدیگر مرتفع می شوند.» لذا مطلق «عدم صبر» یا «لاصبر» را جزع می نامند. پس آنچه در مورد عزای بر حضرت سیدالشهداء علیه السّلام وارد شده است هر نوع بی صبری مجاز شمرده است، بلکه مأجور معرفی شده است:

«…کل الجزع والبکاء مکروه ما خلا الجزع والبکاء لقتل الحسین فإنه مأجور»[۷]

«هر بی صبری و گریه ای مکروه است مگر بی صبری و گریه در مورد قتل امام حسین(علیه السّلام). همانا که آن دارای اجر است.»[۸]

همانطور که از لفظ جزع و همچنین از اطلاق و عموم آن در احادیث برمی آید، مصادیق زیادی را در برمی گیرد، زیرا اولاً در روایت فوق واژۀ «کل» یعنی «هر نوع جزع» وارد شده است. ثانیاً در این روایت و روایت قبل و مانندآن، «الجزع» به صورت مفرد محلّی به «ال» و اسم جنس می باشد که شامل تمامی افراد خود است. از این رو مصداق تمام اعمال و رفتاری می شود که در اثر بی تابی و بی صبری از انسان سر می زند. از جملۀ این جزع و بی قراری عزاداری قمه زنی است.

آری، اگرچه صبر، صفتی پسندیده و نیک است اما صبر در مصیبت حضرت سیدالشهداء علیه السّلام و خودداری از بی تابی نمودن در مصیبت ایشان، صبری مذموم و قبیح می باشد. همین مطلب در مورد مصیبت شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم وارد شده است که امیرالمؤمنین هنگام دفن بدن مبارک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم نموده و فرمودند:

«إنّ الصبرَ لجمیلٌ إلاّ عَنکَ وَ إنّ الجزعَ لَقبیحٌ إلاّ عَلیکَ»[۹]

«همانا صبر زیباست اما در مصیبت غیر تو و همانا جزع و بی تابی زشت و قبیح است مگر برتو.»

و در مورد امام حسین علیه السلام امر به اظهار این جزع شده ایم: «باظهار الجزع علیه» یعنی اگر چه جزع همان بی تابی و بی صبری است و بی تابی و بی صبری در ظاهر هر انسان مصیبت زده ای دیده می شود اما ائمۀ اطهار علیهم السّلام باز برای تأکید در علنی بودن شعائر امام حسین علیه السّلام لفظ «اظهار» را نیز در کنار «جزع» ذکر نموده اند. امام باقر علیه السّلام فرمودند:

جزع و بی تابی در مصائب ائمۀ اطهار علیهم السّلام از درجۀ اهمیتّی برخوردار است که عده ای از یاران خاص اهل البیت علیهم السّلام را به نام «اهل الجزع» می خوانند و بالاترین نوع بشارت را به ایشان می دهند:

مسمع می گوید:… حضرت سؤال فرمودند: «آیا یادی از مصائب امام حسین علیه السّلام می نمائی؟ عرض کردم: آری، حضرت فرمودند: آیا جزع و فزع می کنی؟ عرض کردم: آری به خدای قسم، به خاطر این یادآوری، اشکم جاری می شود تا آنجا که خانواده ام اثر آن را در صورتم می بینند و نیز از خوردن غذا امتناع می کنم تا آن که اثر آن در صورتم پدید می آید. سپس امام محمّد باقر علیه السّلام فرمودند:

«رحم الله دمعتک أما إنک من الّذین یعدون من أهل الجزع لنا و الّذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یخافون لخوفنا و یأمنون إذا أمنا…»[۱۰]

«خدا رحمت کند اشک های تو را. بدان که قطعاً تو از کسانی محسوب می شوی که به خاطر ما جزع نموده و به واسطۀ سرور و فرح ما مسرور گشته و به خاطر حزن ما محزون گردیده و به خاطر خوف ما خائف بوده و هنگام ایمنی ما در امان است.»

سپس بالاترین بشارت ها را به «اهل الجزع» می دهند و می  فرمایند:

«آگاه باش به زودی ما را خواهی دید و هنگام مرگ پدران مرا زیارت می کنی و آنان را کنار بستر مرگ می نگری که به فرشتۀ مرگ سفارش تو را می کنند، سپس ملک الموت از مادر نسبت به فرزندش بر تو مهربان تر می گردد.

مسمع می گوید: زمانی که سخنان حضرت به این جا رسید شروع به گریه نمودند و من نیز گریستم. بعد فرمودند:

«… به راستی هیچ کس به مصیبت ها و ظلم هائی که بر ما وارد شده نمی گرید مگر آنکه خداوند پیش از آنکه اشک از چشمان او بیرون آید رحمت و درودش را بر او می فرستد و هرگاه اشک بر صورتش جاری شد اگر قطره ای از آن در دوزخ افتد، حرارت آن را خاموش می کند و هنگام مرگ شاد و مسرور است تا وقتی که کنار حوض کوثر بر ما وارد شود، کوثر هم از دیدار او شاد می گردد و پیوسته از آب کوثر و لذّت های بهشتی بهره می برد.»[۱۱]

پس آنچه ثابت شد این است که:

در عزای حضرت سیدالشهداء علیه السلام، جزع یعنی آنچه که بی صبری نامیده شود. چه بر سر و صورت زدن باشد یا زنجیر و یا و تطبیر و حتی جان دادن نه تنها اشکالی ندارد بلکه مأجور می باشد. و مکررا از جانب ائمه اطهار علیهم السلام بدان توصیه شده است.

امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر جزع کنندگان بر امام حسین علیه السلام، چنین دعا می کرد و می فرمود:

«اللهم…و ارحم تلک الأعین التی جرت دموعها رحمه لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا و ارحم تلکالصرخه التی کانت لنا»[۱۲]

خدایا…آن دیدگان را که اشکهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده.

وقتی دل مُحب، داغ امام حسین علیه السلام در آن جلوه کند، آرام و قرار از دست می دهد و به بالاترین نوع جزع دست می زند.

اللهم اجعلنی من اهل الجزع علی مصائب الحسین علیه السلام

خدایا ما را از اهل جزع بر مصائب امام حسین علیه السلام قرار بده.


۱٫ ابراهیم: ۲۱٫

۲٫ المعارج: ۲۰٫

۳٫ وسائل الشیعه:۶/۲۰ و۱۴/۵۹۰٫

۴٫ الکافی: ۳/۲۲۳؛ وسائل الشیعه: ۳/۲۷۱؛ بحارالانوار: ۷۹/۸۹؛ مسکن الفؤاد: ۵۱٫

۵٫ کامل الزیارات: ۲۶۰؛ بحارالانوار: ۵۶/۲٫

۶٫ لسان‏العرب: ۸/۴۷؛ معجم مقاییس اللغه: ۱۹۷٫

۷٫ وسائل الشیعه: ۱۴/۵۰۵٫

۸٫ لازم به ذکر است که روایت فوق بمعنای اباحه بمعنی الاخص نیست بلکه اباحۀ بمعنی الاستحباب است. بدین معنا که هر نوع جزع و بی تابی در مصیبت امام حسین علیه السّلام مستحب است.

۹٫ مستدرک الوسائل: ۲/۴۴۵؛ بحارالأنوار: ۷۹/۱۳۴؛ نهج البلاغه: ۵۲۷؛ غررالحکم: ۱۰۹٫

۱۰٫ کامل الزیارات: ۱۰۱؛ وسائل الشیعه: ۱۴/۵۰۸؛ بحارالأنوار: ۴۴/۲۸۹٫

۱۱٫ همان.

۱۲ . بحار الانوار: ۹۸ /۸٫ کامل الزیارات: ۱۱۷



:: مرتبط با: عاشورا پژوهی ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : شنبه 17 مهر 1395
زمان : 09:40 ق.ظ
عشق
نظرات |

 عشق را از کودکی آموختم 
که خورشید را در نقاشی صحنه کربلا سیاه کشید
 تا بدنهای شهدای دشت کربلا را نسوزاند ... 


:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : پنجشنبه 15 مهر 1395
زمان : 05:34 ب.ظ
دخترک
نظرات |

سه ساله و اسارت و دیگر هیچ
خلاصه یعنی روضه های باز آن میخ

از زلف سوخته تا زنجیر تنیده
می شود تصویری از غمنامه ی شهر مدینه

عصر دهم مصیبت گشت آغاز
باید اسارت می کشید ان دلبر ناز

دخترک شد هم نشین آتش و خار 
مویش سپید و صورتش نیلی ز اغیار

دستان کوچک گشت زنجیر
پا و خار و خاک صحرا بود درگیر

گریه و آه و ناله ممنوع است
غارت گوشواره چقدر مرسوم است

هر کجا گفت : بابای من آن آقا بود
پاسخش تازیانه ی آن قوم دغا بود

قدش خمیده و زبانش به لکنت 
در سومین بهار عمر ، میکشید خودش را بزحمت

پایان ندارد غصه ی بی بی ساله
حتما ارث مادری اش بوده آن سیلی و آن تازیانه

در رثای اش شعر من باشد عقیم
مادح او فاطمه باشد به جنات نعیم







:: مرتبط با: کشکول ,
:: برچسب‌ها: Moharam95 ,
نویسنده : مسعود .د
تاریخ : پنجشنبه 15 مهر 1395
زمان : 05:17 ب.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.